کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

دختری در قطار


«مثل سگی؛ اون سگایی که کسی نمیخوادشون و تمام عمرشون بدرفتاری دیدهند. هر قدر دلت بخواد میتونی بهشون لگد بزنی، ولی باز برمیگردند پیشت. ونگ میزنند و دُم تکون میدن. التماس میکنند. امیدوارند این بار قضیه فرق کنه، این بار کارِ درستی میکنند و آدمه عاشقشون میشه. تو هم همینطوری هستی؛ مگه نه، ریچل؟ تو عین سگی.»

سهیلا مهین روستا

هنر عشق ورزیدن

پیشگفتار کتاب «هنر عشق ورزیدن»:

 

مطالعه‌ی این کتاب برای کسانی که دستورالعمل ساده‌ای برای هنر عشق ورزیدن می‌جویند، کاری یأس‌آور خواهد بود. برعکس، در این کتاب نشان داده خواهد شد که عشق احساسی نیست که هر کس، صرفنظر از مرحلهی بلوغ به آسانی بدان گرفتار شود. این کتاب میخواهد خواننده را متقاعد ساز که تمام کوششهای او برای عشق ورزیدن محکوم به شکست است، مگر آنکه خود او با جد تمام برای تکامل تمامی شخصیت خویش بکوشد، تا آنجا که به جهتبینی سازندهای دست یابد. این کتاب میخواهد اثبات کند که اگر آدمی همسایهاش را دوست نداشته باشد و از فروتنی واقعی، شهامت، ایمان و انضباط بیبهره باشد، از عشق فردی خرسند نخواهد شد. در فرهنگهایی که این صفات نادرند، کسب استعداد مهر ورزیدن نیز به‌ناچار در حکم موفقیتی نادر خواهد بود. هر کس میتواند از خود سوال کند که واقعاً چند نفر آدم مهرورز در عمر خود دیده است.

با وجود این، دشواری این کار پرزحمت دلیل آن نیست که ما برای شناسایی مشکلات این راه و نیز آگاهی از شرایط وصول بدان دست برداریم.

سهیلا مهین روستا

زنان شیفته


بخشی از پیشگفتار کتاب «زنان شیفته»:

 

عشقی که با تألم همراه باشد، عشق ناسالم است. وقتی بخش اعظم صحبت ما با دوستان نزدیکمان درباره کسی است که او را دوست داریم، وقتی به او، به مسائل، به افکار و به احساساتش بهای بیش از اندازه می‌دهیم، وقتی تقریباً همه‌ی جملاتمان را با نام «او» شروع می‌کنیم، عشق بی‌تناسب داریم و شیفته هستیم.

وقتی از دمدمی‌مزاجی‌ها، از بدخلقیها، از بی‌تفاوتیها و از تحقیرکردنهایش بی‌تفاوت می‌گذریم، عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی کتابهای روانشناسی خودیار می‌خوانیم و زیر همه عباراتی را که فکر می‌کنیم به «او» کمک می‌کند خط می‌کشیم، عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

وقتی بسیاری از ویژگیها، ارزشها و رفتارهایش را نمی‌پسندیم و با این حال با آنها کنار می‌آییم و فرض را بر این می‌گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه‌مند نشان دهیم می‌توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی‌جهت هستیم و عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی روابط ما با «او» احساساتمان را خدشه‌دار می‌کند و سلامتمان را به مخاطره می‌اندازد قطعاً عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

به‌رغم همه‌ی این تألمات و همه‌ی این نارضاییها، شیفتگی به‌قدری در میان زنان شایع است که گمان می‌کنیم روابط زن و مرد نباید از این چارچوب خارج باشد.

سهیلا مهین روستا
سهیلا مهین روستا

متن پشتِ جلـــــد:


·         چرا سردرد ما پس از خوردن آسپیرین یک سنتی باقی می‌ماند، ولی بعد از خوردن آسپیرین 50 سنتی از بین می‌رود؟

·         چرا وقتی معده‌مان دیگر جا ندارد، باز هم سراغ بوفه‌‌ی مجانی می‌رویم؟

·         چرا بابت یک فنجان قهوه 15/4 دلار می‌دهیم در حالی که تا همین چند سال پیش بابت آن کم‌تر از یک دلار می‌پرداختیم؟

وقتی زمان تصمیم‌گیری در زندگی‌مان می‌رسد، فکر می‌کنیم کنترل اوضاع در دست‌مان است؛ فکر می‌کنیم انتخاب‌هایی هوشمندانه و خردمندانه انجام می‌دهیم، ولی آیا به راستی چنین است؟

دن آریلی، اقتصاددان رفتاری MIT با تعدادی آزمایش‌های روشنگرانه و اغلب شگفت‌انگیز بر این تصور عمومی که ما اصولا به شیوه‌هایی خردمندانه عمل می‌کنیم؛ خط بطلان می‌کشد. آریلی با در هم آمیختن تجربه‌ی روزمره و پژوهش‌هایی تحول‌برانگیز، نشان می‌دهد که چگونه توقعات، عواطف، هنجارهای اجتماعی، و دیگر نیروهای نامرئی و گویی نامنطقی، توانایی تعقل ما را به بیراهه می‌کشاند.

آریلی پی برده که نه تنها ما همه روزه اشتباهات ساده‌ی تعجب‌آوری انجام می‌دهیم، بلکه دوباره همان نوع اشتباهات را تکرار می‌کنیم. ما دائما اضافه می‌پردازیم، دست کم می‌گیریم و پشت گوش می‌اندازیم؛ قادر نیستیم اثرات ژرف عواطف‌مان را بر آن‌چه که می‌خواهیم درک کنیم، و بر آن‌چه که داریم ارزش اضافی می‌گذاریم. اما این رفتارهای گمراه‌کننده، نه تصادفی‌اند و نه بی‌مفهوم؛ آن‌ها اسلوب‌مندند و قابل پیش‌بینی- و ما را به شیوه‌ای پیش‌بینی‌پذیر نابخرد می‌سازند.

سهیلا مهین روستا

منطقی بودن


درباره نویسنده:

دی. کیو. مک‌اینرنی که متولد مینِسوتا است، استاد فلسفه و منطق مدرسۀ علوم دینی گوادالوپ است و پیش از این نیز چندین دهه برای دانشجویان مدرسۀ عالی «نوتردام»، دانشگاه «کنتاکی» منطق تدریس کرده است. وی کتابی در باب «توماس مِرتون» و سه کتاب درسی در زمینۀ فلسفه نوشته است. پروفسور مک‌اینرنی در شهر لینکلن ایالت نِبراسکا زندگی می‌کند.


متن پشتِ جلـــــد:

«منطق» به تفکر روشن و مؤثر مربوط می‌شود. هم یک علم است و هم یک هنر. این کتاب قصد دارد خوانندگان را با مقدمات این علم و مهارت‌های پایۀ مربوط به این هنر آشنا سازد.

منطقی بودن موجب می‌شود ما نسبت به زبان و توانایـی در کاربرد مؤثر آن حساس‌تر باشیم، برای آن که منطق و زبان از یکدیگر جداناشدنی‌اند. این امر همچنین باعث می‌شود همواره به واقعی بودن جهانی که در آن زندگی می‌کنیم توجه بیشتری داشته باشیم؛

سهیلا مهین روستا
مخلوقات یک روز


عناوین داستان‌ها:

1.     1. درمان نادرست

2.     2. درباره‌ی واقعی بودن

3.     3. آرابسک

4.     4. ممنون مولی

5.     5. مرا محصور نکن

6.     6. جلوی بچه‌هایت کمی خودت را نگه‌دار

7.     7. به گذشته‌ای بهتر امیدوار نباش

8.     8. بیماری کشنده‌ات را برای خودت نگه‌دار: تجلیل از اِلی

9.     9. سه گریه

10  10. مخلوقات یک روز

سهیلا مهین روستا

روانشناسی زنان


سهیلانوشت: از آنجایی که کتاب «روان‌شناسی زنان» مجموعه‌ای از مقالات تخصصی یک روانکاو است، بهتر است پیش از مطالعه‌ی این اثر، مطالعاتی در زمینه‌ی روانکاوی و نظریه‌ی زیگموند فروید داشته باشید.



کوتاه، از مقدمه‌ی کتاب «روان‌شناسی زنان»:

  • ·         هورنای در «مسئله‌ی آرمان تک‌همسری» با «جانبداری مغرضانه از مردان» مخالفت می‌کند و این عقیده‌ی رایج را که مردها بیش از زن‌ها «به چندهمسری گرایش دارند» مردود می‌شمارد و آن را نظری نامستدل و غیرمنطقی توصیف می‌کند. در مورد اهمیت روان‌شناختیِ احتمالِ آبستنی پس از مقاربت هیچ اطلاعات مفیدی وجود ندارد. به علاوه این نظریه که دلیلِ تمایل زن به آمیزش جنسی «غریزه‌ی تولیدمثل» است و پس از آبستنی این تمایل از بین می‌رود از پشتوانه‌ی منطقی برخوردار نیست.

    ·         دکتر هورنای در «تنش پیش از قاعدگی» این فرضیه را مطرح می‌کند که تنش‌های مختلف زنان مستقیمأ نتیجه‌ی فرایندهای فیزیولوژیکی جهت آمادگی برای

سهیلا مهین روستا