کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

۳۱ مطلب با موضوع «او نـوشــتـــــــ» ثبت شده است

   تقدیـــــــــــــــــر زنان 
                          کجا رقم می خورد؟
                   چگونه می توان آن را تغییر داد؟
تقدیر زنان_ورنا کست

  سخن ناشر

 

   عقده یعنی گذشته. همه‌ی ما چون گذشته داریم، پس عقده نیز داریم. شما پدر و مادر خود را چگونه درک کرده‌اید؟ درک شما از پدر، عقده‌ی پدر و درک شما از مادرتان، عقده‌ی مادر را در شما شکل می‌دهد. ممکن است شما پدرتان را به شکل یک حامی و پشتیبان قوی درک کرده باشید، که این امر شما را صاحب عقده‌ی مثبت پدر می‌کند و اگر احیانا خدایی نکرده پدرتان غایب بوده یا برخورد نامناسبی با شما داشته است، شما صاحب عقده‌‌ی منفی پدر خواهید بود. در این کتاب از تاثیر متنوع عقده‌های مثبت و منفی بسیار خواهید شنید.

این‌که شما حتما پدر و مادر داشته‌اید موضوعی نیست که عقده را ایجاد می‌کند. حتی اگر آن‌ها وجود نداشته باشند، شما ممکن است با جانشینان پدر و مادر زندگی کرده باشید، و یا بنا به تعریف‌هایی که از آنان شنیده‌اید برداشتی از آن‌ها داشته باشید.

عقده‌ی پدر و مادر دو عنصر اصلی است که در ناخودآگاه شما نقشی جدی ایفا می‌کنند و زندگی شما را کاملا در سلطه‌ی خود دارند. مهم نیست سن شما چقدر است و یا اینکه رئیس شرکت بزرگی هستید، یا در هر جایگاه دیگری قرار گرفته‌اید. یونگ درباره‌ی عقده می‌گوید: «امروزه همه می‌دانند انسان عقده دارد. آنچه هنوز به‌خوبی درک نشده این است که عقده‌ها هم می‌توانند ما را داشته باشند.»

سهیلا مهین روستا



آدم باید کتاب‌هایی بخواند که گازش می‌گیرند و نیشش می‌زنند. اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکند، پس چرا می‌خوانیمش؟ که به قول تو حال‌مان خوش بشود؟ بدون کتاب هم که می‌شود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حال‌مان را خوش می‌کند.

ما اما نیاز به کتابخانه، نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثل یک ناخوشحالیِ سخت دردناک متاثرمان کند؛ مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم، دور از همه‌ی آدم‌ها، مثل یک خودکشی. کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزده‌ی درونمان!

سهیلا مهین روستا

بخش‌هایی از کتاب «سیم‌های جادویی فرانکی پرستو»:


(این داستانِ سحرآمیز از زبانِ «موسیقی» روایت می‌شود.)

سیم های جادویی فرانکی پرستو

  • گاهی به نظرم بزرگترین قریحه در بین قریحه‌ها پشتکار است. ولی فقط گاهی.
  • ثروت هرگز موسیقی را تعریف نکرده است. چیزی که از دل برآید و نواخته شود، هر جای دیگری ممکن است نواخته شود.
  • این مسئله که چرا انسان‌ها همدیگر را می‌کشند فراتر از قوّه‌ی ادراکِ من است، اما شهادت می‌دهم که شما از بدوِ کار مشغولش بودید. فقط نوع سلاح‎‌هایتان فرق کرده.
  • حقیقت نور است. دروغ‌ها سایه‌ هستند. موسیقی هر دو است.
  • سکوت هم بخشی از موسیقی است. اما صرفاً چون چیزی ساکت است، معنایش این نیست که آن را نمی‌شنوید.
  • شما انسان‌ها همیشه همدیگر را محبوس می‌کنید.
  • هیچ مخلوقِ دیگری چنین تکبّری ندارد- یعنی محبوس کردنِ هم‌نوعِ خود.
  • آوازِ درونِ قفس اصلاً آواز نیست. التماس است.
  • هر کسی در زندگی‌اش به گروهی می‌پیوندد. بالاخره هر گروهی از هم می‌پاشد.
سهیلا مهین روستا

بخشهایی از کتاب انسان برای خویشتن:


انسان برای خویشتن


  • انسان امروزی احساس آرامش نمی‌کند و بیشتر و بیشتر دچار سرگشتگی است. کار و کوشش می‌کند اما از فعالیت‌های خود احساس بیهودگی دارد.
  • در حالی که فرمانروای طبیعت شده برده ماشینی است که به دست خود ساخته است.
  • پیشرفت روانشناسی در جهت جدا کردن قلمرو طبیعی از قلمرو روحی و تمرکز توجه به قلمرو اخیر نبوده، بلکه در برگشت به سنت اصول اخلاقی انسانی است که به روان و جوهر انسانی توجه داشته و معتقد است که هدف انسان این است که خودش باشد و شرط رسیدن به آن هدف نیز این است که انسان برای خویشتن باشد.
  • اگر انسان باید به ارزش‌ها ایمان داشته باشد، باید به خود و ظرفیت خود برای خوبی و بهره‌وری واقف باشد.
  •  منشاء اقتدار منطقی صلاحیت است.
  • اقتدار منطقی بر برابری مرجع قدرت و مردم عادی استوار است و تفاوت آن دو فقط در میزان معلومات و مهارت در زمینه به‌خصوص است.
  • در حقیقت ترس از مخالفت و نیاز به تأیید محرک منحصربه‌فرد و نیرومند برای ارزش‌های اخلاقی است.
  • انسان به اقتضای خصوصیات طبع خود فقط در صورت همبستگی و ارتباط با همنوعان خود احساس شادکامی می‌کند.
سهیلا مهین روستا

غرقه شدن

آهنگسازی لحظات اوج کار خود را چنین توصیف می‌کند:

«به قدری از احساس وجد لبریز می‌شوید که تقریبا حس می‌کنید وجود خارجی ندارید. من این لحظات را بارها آزموده‌ام. به نظر می‌رسد که دستانم از بدنم جدا هستند و من کاری درباره‌ی آنچه رخ می‌دهد نمی‌توانم انجام دهم. من فقط تماشاگری هستم که در حالت شگفتی و حیرت فرو رفته است و همه چیز به خودی خود جریان پیدا می‌کند».


تشریح او به طرز چشم‌گیری با گفته‌های صدها مرد و زن در موقعیت‌های مختلف - صخره‌نوردان، قهرمانان شطرنج، بازیکنان بسکتبال، مهندسان، مدیران و حتی کارکنان بایگانی- مشابه است که از زمانی سخن می‌گویند که خود را غرق در فعالیت مطلوب خویش می‌بینند. «می‌هالی چیکسنت می‌هالی[1]» روان‌شناس دانشگاه شیکاگو که طی دو دهه تحقیق، اطلاعاتی درباره‌ی لحظه‌های اوج فعالیت جمع‌آوری کرده است، این حالت را «غرقه شدن[2]» می‌نامد. قهرمانان ورزشی این جایگاه متعالی را «محدوده[3]» می‌خوانند، یعنی هنگامی که بهترین کار بدون تلاش از سوی فرد انجام می‌پذیرد، حضور جمعیت تماشاگر و رقیبان، در آن لحظه در جذبه‌ای پیوسته و والا رنگ می‌بازد.

سهیلا مهین روستا

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول»، «مرحله‌ی دوم»، «مرحله‌ی سوم» و «مرحله‌ی چهارم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



نگهداری

افراد در این مرحله سعی می‌کنند از برگشت جلوگیری کرده و منافعی را که در مدت عمل کسب کرده‌اند، تحکیم بخشند. به‌طور سنتی، نگهداری به عنوان مرحله‌ی ایستا در نظر گرفته شده است. با این حال، نگهداری، تداوم تغییر (نه فقدان آن) است. این مرحله‌ در مورد مشکلات مزمن از 6 ماه تا دوره‌ی نامشخصی بعد از عمل مقدماتی ادامه می‌یابد. در مورد برخی رفتارها، نگهداری می‌تواند یک عمر ادامه یابد.

قادر به رها بودن از مشکل مزمن و یا پرداختن مداوم به رفتار مغایر دیگر برای مدت بیش از 6 ماه، ملاکی است که مشخص می‌کند فرد در مرحله‌ی نگهداری است.

سهیلا مهین روستا

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول»، «مرحله‌ی دوم» و «مرحله‌ی سوم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



عمل

در این مرحله، افراد برای غلبه کردن بر مشکلات خود، رفتار، تجربیات، یا محیط‌شان را تغییر می‌دهند. عمل، آشکارترین تغییرات رفتاری را شامل می‌شود و به وقت و انرژی زیادی نیاز دارد. تغییرات مشکل که در مرحله‌ی عمل صورت می‌گیرند، بسیار مشهود هستند و مورد تأیید بیرونی قرار می‌گیرند.

سهیلا مهین روستا

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول» و «مرحله‌ی دوم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



آمادگی

مرحله‌ی آمادگی، ملاک‌های قصد و رفتاری را ترکیب می‌کند. افراد در این مرحله قصد دارند فوراً دست به اقدام بزنند و از تغییرات رفتاری کوچک، مانند کشیدن پنج سیگار کمتر یا به تأخیر انداختن اولین سیگار خود 30 دقیقه طولانی‌تر از پیش‌تأملی‌ها و تأملی‌ها خبر می‌دهند (دیکلیمنت و همکاران، 1991). اگر چه افراد در مرحله‌ی آمادگی، رفتار مشکل‌آفرین خود را مقداری کاهش داده‌اند، اما

سهیلا مهین روستا