کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۲۳ مطلب با موضوع «او نـوشــتـــــــ :: روانشناسیــ» ثبت شده است

بخشهایی از کتاب انسان برای خویشتن:


انسان برای خویشتن


  • انسان امروزی احساس آرامش نمی‌کند و بیشتر و بیشتر دچار سرگشتگی است. کار و کوشش می‌کند اما از فعالیت‌های خود احساس بیهودگی دارد.
  • در حالی که فرمانروای طبیعت شده برده ماشینی است که به دست خود ساخته است.
  • پیشرفت روانشناسی در جهت جدا کردن قلمرو طبیعی از قلمرو روحی و تمرکز توجه به قلمرو اخیر نبوده، بلکه در برگشت به سنت اصول اخلاقی انسانی است که به روان و جوهر انسانی توجه داشته و معتقد است که هدف انسان این است که خودش باشد و شرط رسیدن به آن هدف نیز این است که انسان برای خویشتن باشد.
  • اگر انسان باید به ارزش‌ها ایمان داشته باشد، باید به خود و ظرفیت خود برای خوبی و بهره‌وری واقف باشد.
  •  منشاء اقتدار منطقی صلاحیت است.
  • اقتدار منطقی بر برابری مرجع قدرت و مردم عادی استوار است و تفاوت آن دو فقط در میزان معلومات و مهارت در زمینه به‌خصوص است.
  • در حقیقت ترس از مخالفت و نیاز به تأیید محرک منحصربه‌فرد و نیرومند برای ارزش‌های اخلاقی است.
  • انسان به اقتضای خصوصیات طبع خود فقط در صورت همبستگی و ارتباط با همنوعان خود احساس شادکامی می‌کند.

غرقه شدن

آهنگسازی لحظات اوج کار خود را چنین توصیف می‌کند:

«به قدری از احساس وجد لبریز می‌شوید که تقریبا حس می‌کنید وجود خارجی ندارید. من این لحظات را بارها آزموده‌ام. به نظر می‌رسد که دستانم از بدنم جدا هستند و من کاری درباره‌ی آنچه رخ می‌دهد نمی‌توانم انجام دهم. من فقط تماشاگری هستم که در حالت شگفتی و حیرت فرو رفته است و همه چیز به خودی خود جریان پیدا می‌کند».


تشریح او به طرز چشم‌گیری با گفته‌های صدها مرد و زن در موقعیت‌های مختلف - صخره‌نوردان، قهرمانان شطرنج، بازیکنان بسکتبال، مهندسان، مدیران و حتی کارکنان بایگانی- مشابه است که از زمانی سخن می‌گویند که خود را غرق در فعالیت مطلوب خویش می‌بینند. «می‌هالی چیکسنت می‌هالی[1]» روان‌شناس دانشگاه شیکاگو که طی دو دهه تحقیق، اطلاعاتی درباره‌ی لحظه‌های اوج فعالیت جمع‌آوری کرده است، این حالت را «غرقه شدن[2]» می‌نامد. قهرمانان ورزشی این جایگاه متعالی را «محدوده[3]» می‌خوانند، یعنی هنگامی که بهترین کار بدون تلاش از سوی فرد انجام می‌پذیرد، حضور جمعیت تماشاگر و رقیبان، در آن لحظه در جذبه‌ای پیوسته و والا رنگ می‌بازد.

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول»، «مرحله‌ی دوم»، «مرحله‌ی سوم» و «مرحله‌ی چهارم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



نگهداری

افراد در این مرحله سعی می‌کنند از برگشت جلوگیری کرده و منافعی را که در مدت عمل کسب کرده‌اند، تحکیم بخشند. به‌طور سنتی، نگهداری به عنوان مرحله‌ی ایستا در نظر گرفته شده است. با این حال، نگهداری، تداوم تغییر (نه فقدان آن) است. این مرحله‌ در مورد مشکلات مزمن از 6 ماه تا دوره‌ی نامشخصی بعد از عمل مقدماتی ادامه می‌یابد. در مورد برخی رفتارها، نگهداری می‌تواند یک عمر ادامه یابد.

قادر به رها بودن از مشکل مزمن و یا پرداختن مداوم به رفتار مغایر دیگر برای مدت بیش از 6 ماه، ملاکی است که مشخص می‌کند فرد در مرحله‌ی نگهداری است.

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول»، «مرحله‌ی دوم» و «مرحله‌ی سوم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



عمل

در این مرحله، افراد برای غلبه کردن بر مشکلات خود، رفتار، تجربیات، یا محیط‌شان را تغییر می‌دهند. عمل، آشکارترین تغییرات رفتاری را شامل می‌شود و به وقت و انرژی زیادی نیاز دارد. تغییرات مشکل که در مرحله‌ی عمل صورت می‌گیرند، بسیار مشهود هستند و مورد تأیید بیرونی قرار می‌گیرند.

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول» و «مرحله‌ی دوم» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



آمادگی

مرحله‌ی آمادگی، ملاک‌های قصد و رفتاری را ترکیب می‌کند. افراد در این مرحله قصد دارند فوراً دست به اقدام بزنند و از تغییرات رفتاری کوچک، مانند کشیدن پنج سیگار کمتر یا به تأخیر انداختن اولین سیگار خود 30 دقیقه طولانی‌تر از پیش‌تأملی‌ها و تأملی‌ها خبر می‌دهند (دیکلیمنت و همکاران، 1991). اگر چه افراد در مرحله‌ی آمادگی، رفتار مشکل‌آفرین خود را مقداری کاهش داده‌اند، اما

پیش‌نوشت: دوستان عزیزم؛ ابتدا «مرحله‌ی اول» از «مراحل تغییر رفتار» را مطالعه بفرمایید.



تأمل

در این مرحله افراد می‌دانند که مشکلی وجود دارد و به‌طور جدی در مورد غلبه کردن بر آن فکر می‌کنند ولی هنوز خود را به عمل کردن متعهد نساخته‌اند. در جریان ارزیابی، این افراد مواردی مانند «من مشکل دارم و واقعاً فکر می‌کنم که باید روی آن کار کنم» و «من به این فکر کرده‌ام که ممکن است بخواهم چیزی را در خودم تغییر دهم» را تأیید می‌کنند. در نظر گرفتن جدی حل مشکل، عنصر اصلی تأمل است.

مراحل تغییر رفتار، مجموعه‌ای خاص از نگرش‌ها، قصدها و رفتارهای مرتبط با آمادگی فرد در چرخه‌ی تغییر را نشان می‌دهند. آنها بُعد زمانی را در اختیار می‌گذارند، به این صورت که تغییر پدیده‌ای است که با گذشت زمان آشکار می‌شود. هر مرحله، نه تنها یک دوره‌ی زمانی، بلکه همچنین مجموعه‌ای از تکالیف را منعکس می‌کند که برای پیش‌روی به مرحله‌ی بعدی ضرورت دارند. گرچه مدت زمانی که فرد صرف هر مرحله می‌کند تفاوت دارد، اما تکالیفی که باید به انجام برسند، تغییرناپذیرند.

تغییر در پنج مرحله آشکار می‌شود: پیش از تأمل[1]، تأمل[2]، آمادگی[3]، عمل[4]، نگهداری[5]. اگر تغییر در آغاز ناموفق باشد، در این صورت افراد مراحل را از سر می‌گیرند. در صورتی که تغییر کامل و استوار شده باشد، در این صورت موقع خاتمه فرارسیده است. در قسمت‌های بعدی، هر مرحله و تکالیفی که باید برای پیش‌روی به مرحله‌ی بعدی به انجام برسند، شرح داده خواهد شد.


پیش از تأمل

در این مرحله، برای تغییردادن رفتار در آینده‌ی قابل پیش‌بینی، قصدی وجود ندارد. بسیاری از افراد در مرحله‌ی پیش از تأمل از مشکلات خود آگاه نیستند یا آگاهی کمی دارند. به قول جی. ک. چسترتون «مسئله این نیست که آنها نمی‌توانند راه‌حل را ببینند، بلکه این است که نمی‌توانند مشکل را ببینند». اما خانواده‌ها، دوستان، همسایه‌ها، یا کارفرمایان اغلب کاملاً می‌دانند که پیش‌تأملی‌ها مشکل دارند.


تا وقتی کسی متعهد نشوید، تردید، شانس عقب‌نشینی و همیشه بی‌اثر بودن وجود دارد. تمام کارهای ابتکاری  و خلاقیت را در نظر داشته باشید. یک عامل حقیقی وجود دارد، جهل و نادانی، که باعث از بین رفتن ایده‌ها و طرح‌های برجسته و باشکوهِ بی‌شمار ما می‌شود. زمانی‌که کسی به طور قطع متعهد انجام کاری شود، آنگاه مشیت الهی هم به حرکت درمی‌آید. تمام وقایع دست‌به‌دست هم می‌دهند تا او به هدفش برسد، چیزی‌که در غیر این صورت محال بود رخ دهد. جریان کاملی از وقایع رخ می‌دهد، تصمیم‌گیری و اتفاقاتی غیرقابل باور، برخوردها، کمک‌های مادی و هر آنچه انسان در خواب هم می‌بیند، رخ خواهند داد. هر کاری را که می‌توانید یا رویای آن را در سر می‌پرورانید، شروع کنید. جسارت، قدرت و استعداد و جادویی در خود دارد.