کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۳۱ مطلب با موضوع «معرفـیـ کتابـــــ :: روانشناسیـــــ» ثبت شده است

انواع زنان

انواع زنان

لطفا عکس رو در اندازه واقعی ببینید تا بتونید مطلب رو بخونید.


متن پشت جلد کتاب:


راهی باستانی و مطمئن برای کشف تمام ابعاد زنانگی گمشده


نگاه زنان به کار، روابط جنسی، فرزند، همسر و ... یکی نیست. راه کسب احساس رضایت در زندگی هم در زنان یک راه نیست. معجزهی این کتاب در تشخیص الگوهای متفاوت رفتاری در زنان است؛ الگوهایی که به هر زنی با توجه به مختصات روانشناختی‌ای که دارد کمک میکند تا عمیقا درک کند برای رشد و دستیابی به حس رضایت دقیقا سراغ چه کاری باید برود و از چه چیزهایی باید پرهیز کند.

ژرفای زن بودن


مرد و زن درون شما

در جنگ هستند

هر دوی آن‌ها زخمی‌اند

خسته‌اند

و نیاز به توجه و رسیدگی دارند

اکنون زمان آن رسیده

که شمشیری را که آن‌ها را به دو نیم کرده

بر زمین بگذاریم


ص 199



متن پشت جلد کتاب ژرفای زن بودن:

بارها و بارها از زنانی در محدوده سنی سی تا چهل سال شنیده‌ام که از موفقیت‌هایی که در بازار کار بدست آورده‌اند ناراضی هستند. آن‌ها، این نارضایتی را به صورت احساس مفید نبودن، پوچی، عجز و حتی احساس خیانت بیان می‌کنند. این زنان از شیوه‌ معمول زندگی مردان که اصطلاحا «سفر قهرمانی مردان» می‌نامیم استقبال کرده و موفقیت تحصیلی، هنری یا مالی کسب کرده‌اند، اما برای بسیاری از آن‌ها این پرسش همچنان باقی است که این همه تلاش چه فایده‌ای داشته است؟

فروید، یونگ و دین


متن پشت جلـــد: 

در طول تاریخ روانشناسی نظریه‌های فروید و یونگ همواره اصلی‌ترین زمینه‌‌ی دین تلقی شده‌اند. در این کتاب، شرحی خواندنی از این دو نظریه برای علاقمندان ارائه می‌شود.

کتاب در دو بخش مجزا و مستقل تنظیم شده است. در بخش اول نظریه‌ی فروید در باب روان‌آزرده‌وار بودن دین و نقش سرکوب‌گری جنسی در آن، بررسی می‌شود. دکتر پالمر پس از مروری کوتاه بر زندگی فروید، به نوشته‌های او درباره‌ی دین می‌پردازد. در این زمینه کتابه‌های توتم و تابو ، و آینده‌ی یک پندار و نیز چند بررسی موردی همچون «مرد موشی» و «قاضی شرِبر»، مورد توجه دقیق قرار می‌دهد.

بخش دوم به یونگ اختصاص دارد که شامل مخالفت با نظریه‌ی فروید و طرح دیدگاهی مثبت نسبت به دین است. یونگ دین را روان‌آزردگی نمی‌داند، بلکه فقدان آن را روان‌آزردگی به‌شمار می‌آورد و در حمایت از آن، عقاید بحث‌برانگیز خود را مطرح می‌سازد. عقایدی همچون: ساختار روان، ناهشیار جمعی، کهن‌الگو‌ها، و فردیت‌یافتگی.

هر دو بخش با ارزیابی انتقادی جالب توجه پالمر از این دو نظریه، پایان می‌پذیرد. گفتنی است که برای درک ظرافت بحث‌ها نیازی به اطلاعات تخصصی در هر یک از دو زمینه‌ی دین و روانشناسی نیست.

   تقدیـــــــــــــــــر زنان 
                          کجا رقم می خورد؟
                   چگونه می توان آن را تغییر داد؟
تقدیر زنان_ورنا کست

  سخن ناشر

 

   عقده یعنی گذشته. همه‌ی ما چون گذشته داریم، پس عقده نیز داریم. شما پدر و مادر خود را چگونه درک کرده‌اید؟ درک شما از پدر، عقده‌ی پدر و درک شما از مادرتان، عقده‌ی مادر را در شما شکل می‌دهد. ممکن است شما پدرتان را به شکل یک حامی و پشتیبان قوی درک کرده باشید، که این امر شما را صاحب عقده‌ی مثبت پدر می‌کند و اگر احیانا خدایی نکرده پدرتان غایب بوده یا برخورد نامناسبی با شما داشته است، شما صاحب عقده‌‌ی منفی پدر خواهید بود. در این کتاب از تاثیر متنوع عقده‌های مثبت و منفی بسیار خواهید شنید.

این‌که شما حتما پدر و مادر داشته‌اید موضوعی نیست که عقده را ایجاد می‌کند. حتی اگر آن‌ها وجود نداشته باشند، شما ممکن است با جانشینان پدر و مادر زندگی کرده باشید، و یا بنا به تعریف‌هایی که از آنان شنیده‌اید برداشتی از آن‌ها داشته باشید.

عقده‌ی پدر و مادر دو عنصر اصلی است که در ناخودآگاه شما نقشی جدی ایفا می‌کنند و زندگی شما را کاملا در سلطه‌ی خود دارند. مهم نیست سن شما چقدر است و یا اینکه رئیس شرکت بزرگی هستید، یا در هر جایگاه دیگری قرار گرفته‌اید. یونگ درباره‌ی عقده می‌گوید: «امروزه همه می‌دانند انسان عقده دارد. آنچه هنوز به‌خوبی درک نشده این است که عقده‌ها هم می‌توانند ما را داشته باشند.»

موهبت روان درمانگری


این کتاب محصول کار یکی از متفکران بزرگ در زمینه‌ی روان‌درمانی است. مؤلف با سابقه‌ی ۴۵ سال کار روان‌درمانگری به عنوان روان‌پزشک و نویسنده به جوایزی هم در هر دو حوزه دست یافته است. «موهبت روان‌درمانگری» راهنمایی بی‌نظیر برای درمان موفقیت‌آمیز به شمار می‌رود.

این کتاب در عین حال که برای بیماران و درمانگران مفید است برای همه‌ی آن‌هایی که در جستجوی بهبود روابط خود با دیگران و درک بهتر خود هستند نیز قابل استفاده است.

 

یادداشت پشت جلد

______________________

 

توصیه‌های این کتاب حاصل چهل‌وپنج سال کار بالینی است. این کار معجون غیر‌متعارفی از عقاید و تکنیک‌هایی است که من در کارم آن‌ها را مفید یافته‌ام. این عقاید آن‌چنان شخصی و گاهی اصیلند که خواننده به ندرت ممکن است در جایی دیگر با آن برخورد کرده باشد. از این رو، این کتاب به هیچ وجه دستورالعملی سیستماتیک محسوب نمی‌شود، بلکه مکملی است بر برنامه‌ی آموزش جامع. من 85 مقوله‌ی این کتاب را به طور تصادفی انتخاب کردم. من کارم را با مجموعه‌‌ی بیش از دویست توصیه آغاز کردم و سرانجام چندتایی را که چندان رغبتی به آن‌ها نداشتم دور ریختم.

عامل دیگری در انتخاب این 85 مقوله کمکم کرد. داستان‌ها و رمان‌های اخیر من پر از روند‌های درمانی است که در کار درمانی‌ام آن‌ها را مفید یافته‌ام، ولی از آن‌جا که قصه‌هایم غالبا لحنی کمدی و مضحک دارد بعضی از خوانندگان ممکن است دودل شوند که آیا من درباره‌ی درمان‌هایی که توصیه کرده‌‌ام جدی‌ام یا شوخی می‌کنم. موهبت روان‌درمانگری فرصتی برایم فراهم می‌کند تا حرف‌هایم را به‌طور مستقیم بگویم.

هنر عشق ورزیدن

پیشگفتار کتاب «هنر عشق ورزیدن»:

 

مطالعه‌ی این کتاب برای کسانی که دستورالعمل ساده‌ای برای هنر عشق ورزیدن می‌جویند، کاری یأس‌آور خواهد بود. برعکس، در این کتاب نشان داده خواهد شد که عشق احساسی نیست که هر کس، صرفنظر از مرحلهی بلوغ به آسانی بدان گرفتار شود. این کتاب میخواهد خواننده را متقاعد ساز که تمام کوششهای او برای عشق ورزیدن محکوم به شکست است، مگر آنکه خود او با جد تمام برای تکامل تمامی شخصیت خویش بکوشد، تا آنجا که به جهتبینی سازندهای دست یابد. این کتاب میخواهد اثبات کند که اگر آدمی همسایهاش را دوست نداشته باشد و از فروتنی واقعی، شهامت، ایمان و انضباط بیبهره باشد، از عشق فردی خرسند نخواهد شد. در فرهنگهایی که این صفات نادرند، کسب استعداد مهر ورزیدن نیز به‌ناچار در حکم موفقیتی نادر خواهد بود. هر کس میتواند از خود سوال کند که واقعاً چند نفر آدم مهرورز در عمر خود دیده است.

با وجود این، دشواری این کار پرزحمت دلیل آن نیست که ما برای شناسایی مشکلات این راه و نیز آگاهی از شرایط وصول بدان دست برداریم.

زنان شیفته


بخشی از پیشگفتار کتاب «زنان شیفته»:

 

عشقی که با تألم همراه باشد، عشق ناسالم است. وقتی بخش اعظم صحبت ما با دوستان نزدیکمان درباره کسی است که او را دوست داریم، وقتی به او، به مسائل، به افکار و به احساساتش بهای بیش از اندازه می‌دهیم، وقتی تقریباً همه‌ی جملاتمان را با نام «او» شروع می‌کنیم، عشق بی‌تناسب داریم و شیفته هستیم.

وقتی از دمدمی‌مزاجی‌ها، از بدخلقیها، از بی‌تفاوتیها و از تحقیرکردنهایش بی‌تفاوت می‌گذریم، عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی کتابهای روانشناسی خودیار می‌خوانیم و زیر همه عباراتی را که فکر می‌کنیم به «او» کمک می‌کند خط می‌کشیم، عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

وقتی بسیاری از ویژگیها، ارزشها و رفتارهایش را نمی‌پسندیم و با این حال با آنها کنار می‌آییم و فرض را بر این می‌گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه‌مند نشان دهیم می‌توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی‌جهت هستیم و عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی روابط ما با «او» احساساتمان را خدشه‌دار می‌کند و سلامتمان را به مخاطره می‌اندازد قطعاً عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

به‌رغم همه‌ی این تألمات و همه‌ی این نارضاییها، شیفتگی به‌قدری در میان زنان شایع است که گمان می‌کنیم روابط زن و مرد نباید از این چارچوب خارج باشد.