کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

ساختار خودآگاه در روان‌شناسی تحلیلی دارای دو بخشِ من و نقاب است.

 

من یا  Ego

بخش کاملاً خودآگاه روان است. همان بخشی که فکر می‌کند، تحلیل می‌کند و قضاوت می‌کند و در نهایت آن تعبیر و درکی که نسبت به خودمان داریم، «من» است.

 

نقاب یا  persona

این واژه نام خود را از نقاب یا ماسکی که هنرپیشگان تئاتر در یونان قدیم به صورت می‌زدند، گرفته است. نقاب نمای شخصیت اجتماعی و میانجی میان «من و دنیای واقعی» و بخشی از ماست که در معرض دید دیگران قرار دارد. البته رفتار پرسونا ممکن است در موقعیت‌های مختلف متفاوت باشد. مثلاً رفتار فردی در یک جلسه‌ی رسمی اداری با رفتار او در منزل یا زمین ورزش کاملاً متفاوت خواهد بود که در اصل در هر محیطی فرد نقاب مناسب با آن محیط را بر چهره‌ی خود می زند.

 

واضح است که اغلب افراد سعی می‌کنند که پرسونای آن ها نمای خوب و معقولی داشته باشد و طوری رفتار می‌کنند که موردپسند دیگران باشند. حتی خیلی وقت ها ممکن است پرسونا با آن چه در حقیقت صادق است، کاملاً متفاوت و متضاد باشد. مثلاً ممکن است فردی پرسونای انسانی بسیار شجاع را نمایش دهد، در حالی که در درون ترسو و ضعیف است و این نما را برای پوشاندن ترس و ضعف درونی خود به نمایش بگذارد.

 

بزرگ‌ترین خطر این است که فرد، خود فریب پرسونای خود را بخورد. به عنوان مثال ممکن است فردی نقشی بسیار مطمئن، صادقانه و خیرخواهانه را به نمایش بگذارد، در حالی که در واقعیت آن قدر مثبت نباشد. در این زمان این خطر وجود دارد که خود فرد فریب زیبایی‌هایی که به نمایش گذاشته است را بخورد و به عبارتی باور کند که واقعاً انسان بسیار خوبی است.


ضمیمه‌ی کتاب انواع مردان اثر ژان‌شینودا بولن‌


ادامه دارد...


آشنایی با ساختار روان از دیدگاه روان‌شناسی تحلیلی(1)| خودآگاه و ناخودآگاه