کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده


کسی نمی‌داند دقیقاً چه کسی تلفن را اختراع کرد. هرچند سازمانِ ثبتِ اختراعاتِ امریکا آن را به نام الکساندر گراهام بل اسکاتلندی تبار نوشته است، بسیاری تصور می‌کردند او این فکر را از مخترعی امریکایی به نام اِلیشا گرِی دزدیده بوده. دیگرانی هم اصرار دارند اعتبارِ این اختراع را باید به‌پای یک ایتالیایی به نام مانتزتی یا یک فرانسوی به نام بورسوُل یا یک آلمانی به نام رایس یا یک ایتالیاییِ دیگر به نام موچی نوشت.

نکته‌ای که کسی تردید در آن ندارد این است که همه‌ی این مردان در اواسط قرن نوزدهم با این ایده‌ی انتقالِ ارتعاشاتِ صوتی از یک مکان به مکانی دیگر کلنجار می‌رفتند. اما اولین مکالمه‌ی تلفنیِ تاریخ، بینِ بل و توماس واتسون که در اتاق‌های جداگانه ایستاده بودند شامل این کلمات بود: بیا اینجا؛ می‌خواهم ببینمت.

در بی‌شمار تماسِ تلفنیِ بعدازآن، این مفهوم هرگز از زبانمان دور نشده. بیا اینجا. می‌خواهم ببینمت. عاشقان ناشکیبا. دوستانِ دور از هم. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که با نوه‌هایشان حرف می‌زدند. صدای تلفن چیزی است از جنس اغوا؛ از جنسِ نانِ تُرد برای اشتها. بیا اینجا. می‌خواهم ببینمت.


 اولین تماس تلفنی از بهشت ،میچ آلبوم