کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

تخلیه‌ی هیجانی[1] به عنوان فرایند تغییر درمانی[2] تاریخچه‌ای بسیار طولانی دارد. یونانیان باستان معتقد بودند که برانگیختن هیجان‌ها یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد تسکین شخصی و بهبود رفتاری است. از لحاظ تاریخی، تخلیه هیجانی بر مدل هیدرولیک هیجان‌ها استوار بوده است که به موجب آن ابراز مستقیم هیجان‌های غیرقابل قبول مانند خشم، گناه، یا اضطراب، ممانعت می‌شود. جلوگیری کردن از این‌گونه هیجان‌ها باعث می‌شود که عواطف (یا هیجان‌هایی) که می‌خواهند به صورتی تخلیه شوند، هر چند به‌طور غیرمستقیم، به فرد فشار بیاورند، مثل زمانی که خشم از لحاظ بدنی به طریق سردرد ابراز می‌شود. اگر هیجان‌ها بتوانند در روان‌درمانی به‌طور مستقیم آزاد شوند، در این صورت مخزن انرژی آنها تخلیه شده و فرد از منبع نشانه‌ها رهایی می‌یابد.

تشبیه دیگر این است: بیماری که هیجان‌های او مهار شده‌اند به‌صورت کسی که یبوست هیجانی دارد انگاشته می‌شود. چیزی که این بیماران برای برداشتن استرس از روان خود به آن نیاز دارند، تخلیه‌ی روده‌ی هیجانی خوب است. در این قیاس، روان‌درمانی وظیفه تنقیه روان‌شناختی را برعهده دارد که به بیماران امکان می‌دهد تا هیجان‌های خود را پاک کنند و از مقاومت در برابر این احساس‌ها خلاص شوند. هدف فرایند درمان این است که به بیماران کمک شود تا بر مهارهای هیجانی خود غلبه کنند. افراد با ابراز کردن جنبه تیره خود در حضور دیگری، بهتر می‌توانند این‌گونه هیجان‌ها را به صورت پدیده‌های طبیعی که لزومی ندارد در آینده این‌قدر شدید کنترل شوند، بپذیرند.

معمولا این فرایند درمان در سطح تجربه فردی است، به‌طوری که محرک‌هایی که واکنش‌های تخلیه‌ی هیجانی را فراخوانی می‌کنند از درون فرد ناشی می‌شوند. ما این نوع تخلیه‌ی هیجانی را تجربیات هیجانی اصلاحی[3] می‌نامیم.

چند سال قبل یکی از دوستان متخصص بالینی ما که سعی داشت حمله افسردگی خود را رفع کند، تجربه‌ی هیجانی جالبی را برای ما نقل کرد. این خانم که نتوانسته بود به منبع افسردگی خود پی ببرد، یک روز هنگامی که در خانه تنها بود، موزیکی گذاشت و احساس‌های خود را به‌صورت رقص آزاد که فقط می‌توانست هنگامی که کسی حضور ندارد آن را انجام دهد، ابراز کرد. او بعد از چند حرکت بسیار تخلیه‌کننده، نوعی خشم کودکی را نسبت به مادرش که همیشه از او ایراد می‌گرفت احساس کرد. طولی نکشید که او به خودش اجازه داد تا با پاره کردن پیراهنش خشم شدید خود را ابراز کند. زمانی که همسر او وارد خانه شد، احساس کرد که کاملا تسکین یافته است، هرچند که همسر او وقتی به پیراهن پاره او نگاه کرد، فکر کرد که از کوره در رفته است.

اعتقاد به اینکه واکنش‌های تخلیه‌ی هیجانی می‌توانند با مشاهده کردن صحنه‌های هیجانی محیط برانگیخته شوند سابقه طولانی دارد و حداقل به نوشته‌های ارسطو درباره تئاتر و موسیقی بر می‌گردد. ما این منبع تخلیه‌ی هیجانی را به افتخار این سنت، تسکین نمایشی[4] می‌خوانیم. بیماری که از سردرد، بی‌خوابی، و جلوه‌های دیگر افسردگی رنج می‌برد دریافت که هنگام تماشای فیلم صحنه‌هایی از زندگی زناشویی اینگمار برگمن شدیدا گریه می‌کند.[5] او احساس کرد که چقدر به حال خودش افسوس می‌خورد که به خاطر کسب امنیت، امکان یک زندگی زناشویی رضایت‌بخش را از دست داده است. او در اثر الهامی که از برگمن برای ترک کردن زندگی زناشویی از توان افتاده‌اش گرفت، احساس کرد که افسردگی‌اش تسکین یافته است.


پروچاسکا، جیمز؛ نورکراس، جان؛ سید محمدی، یحیی؛ (پاییز1393، چاپ هشتم)، نظریه‌های روان‌درمانی (نظام‌های درمانی)(تحلیل فرانظری)(ویراست ششم، 2007)، نشر روان، تهران.



[1] .catharsis

[2]. منظور از تغییر درمانی، تغییری است که از درمان حاصل می‌شود.

[3] .corrective emotional experiences

[4] .dramatic relief

[5]. افراد زیادی می‌گویند که گریه تنش آنها را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود که احساس بهتری کنند. ولی شواهد خلاف آن را نشان می‌دهند. هنگامی که افراد گریه می‌کنند، برانگیختگی دستگاه عصبی خودمختار  و علایم دیگر تنش افزایش می‌یابند. آرمیدگی فقط زمانی روی می‌دهد که فرد دست از گریه کردن بردارد (نقل شده از جیمز کالات، 2005).