کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

بانو با یک سگ ملوس و داستانهای دیگر


بخشی از یادداشت «زینووی پاپرنی، دکتر علوم زبانشناسی» با عنوان «آنتون چخوف و داستان‌هایش» در ابتدای کتاب «بانو با سگ ملوس و داستان‌های دیگر»:

 

داستان «بانو با سگ ملوس» را می‌توان یکی از داستان‌های محبوب خوانندگان شوروی و بسیاری از خوانندگان کشورهای دیگر به شمار آورد. این داستان فقط در پانزده صفحه نوشته شده است، ولی این مینیاتور عالی به بسیاری از رمان‌های دیگر برتری دارد. چخوف آنا سرگه‌یونا را تنها با چند کلمه توصیف می‌کند: میانه‌بالا، موطلایی، با سگی سفید. وای این زن پاک و فروتن و محجوب که هیچ چیز قابل توجه زیاد در ظاهر او وجود ندارد، محبوب دلفروز و شادی‌آور و سعادت‌بخش گوروف است. عشق این زن چشمان گوروف را می‌گشاید و پی می‌برد که زندگیش زیر و زبر شده است و دیگر نمی‌تواند مانند پیش زندگی کند. دیدارهای پنهانش با آنا پایه‌ی اصلی هستی او قرار می‌گیرد و زندگی رسمی و قانونی آشکارش دیگر برایش ناپاک و توهین‌آور است.

داستان‌های چخوف همه آژیردهنده و در عین حال دارای لحنی آرام و خالی از هر گونه درس اخلاق و رفتار، و تعیین‌ وظیفه است. همه با بیانی ساده و روان و طبیعی نوشته شده است و با نمایشنامه‌های به‌‌نام «چایکا»، «عمو اونیا»، «سه خواهر»، «باغ آلبالو» احساس نارضامندی از زندگی را چنان که هست و آرزومندی زندگی را چنان که باید باشد در دل خوانندگان و تماشاگران برانگیخته و برمی‌انگیزاند.

------------------------------------------------

سهیلانوشت: بعد از دیدن فیلم «کتاب‌خوان» (The reader) به کارگردانی «استیون دالدری» علاقمند شدم که داستان «بانو با یک سگ» را بخوانم. اثری که تاثیری عمیق و طولانی بر دو نقش اصلی این فیلم یعنی «هانا» و «مایکل» گذاشت.

داستان بانویی با سگ ملوس، داستانی‌ست قریب و قابل درک. همانند داستان‌های دیگر چخوف که می‌توان حقایق ناب، نیروی عشق و تاثیر آن بر زنده بودن هر لحظه از زندگی را از آن دریافت کرد. نیرویی که چشمان آدمی را به روی زندگی اصیل و خالص باز می‌کند.

 

------------------------------------------

مشخصــــات کتاب:

عنوان: بانو با سگ ملوس و داستان‌های دیگر

نویسنده: آنتون چخوف

مترجم: عبدالحسین نوشین

ناشر: موسسه انتشارات نگاه

سال انتشار: 1384 (چاپ اول)

تعداد صفحات: 272