کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

شهامت_دبی فورد


فهرست مطالب:

مقدمه

دگرگونی چطور عمل می کند

  بخش اول – نمونه ای جدید

متهم

اعتقاد الهی

شهامت؛ جنگجو را دوست دارد

  بخش دوم – حرکت از سوی مغز به طرف قلب

رمز جنگجوی دلیر

رمز تسلیم

رمز آزادی احساسی

رمز دلسوزی قلبی

رمز قلب عاشق

رمز بصیرت ملهم

رمز بصیرت اعلا

وکالت جنگجوی شجاع


شهامت_دبی فورد


جملاتی که در ادامه خواهید خواند، از بخش اول کتاب «شهامت» انتخاب شده اند. بخش دوم کتاب نیز همانند بخش اول آن، دارای محتوایی ارزشمند و کاربردی است، چه بسا جذابتر از بخشِ اول آن. بخش دوم، تمرین هایی هیجان انگیز دارد و تا زمانی که قلم در دست نگیرید و در گوشه ای دنج، به درون خود سفر نکنید و ننویسید، هیچ تاثیری روی شما نخواهد گذاشت.

 

·         باید سرباز عشق شویم. باید یاد بگیریم که برای خودمان و آنچه هستیم یا می خواهیم بشویم، بجنگیم. لازم است بیاموزیم که به جای قربانی بودن، جنگجو باشیم و به جای تابع محض، رزمنده ای استوار.

·         سرباز شجاع، سربازی معنوی و روحانی است که آمادگی مبارزه در راه هر احساس الهی را دارد.

·         زن جنگجو و شجاع، به هر فرد به عنوان موجودی الهی و به هر تجربه به عنوان تجربه ای الهی می نگرد.

·         یک زن، زمانی مبارزی شجاع است که جسورانه با دشمن جهانی همه ی زن ها، یعنی جهل و نادانی، به مبارزه برخیزد.

·         دانسته های ذهنی ما نیست که می تواند ما را به جلو حرکت دهد و شجاعت و اعتماد به نفسمان را افزون کند، بلکه حرکت از طرف مغز به قلب است که باعث تغییر انواع احساس در ما می شود. روش رفتاری و آن گونه که واقعیت ها را می بینیم، فرآیند دگرگونی را باعث می شود.

·         فرآیند دگرگونی زمانی شروع می شود که نگاه کردن به زیر پوسته ی افکار، باورها و گزینه های خود را آغاز کنید. اینها عواملی هستند که شخصیت و رفتار شما را شکل می دهند.

·         ترس مهم ترین عاملی است که می تواند ما را از پا درآورد و ذلیل مان کند.

·          اینکه ترسو هستیم یا شجاع، کاملاَ به این بستگی دارد که در گذشته چطور زندگی کرده ایم و آیا تصمیم گیری و انتخاب هایمان از روی عقل بوده است یا نه.

·         اگر کسی بدون شناخت از خود رشد کند، ان وقت خودش را همیشه فردی بی ارزش می داند، انگار در فیلمی نقش سیاهی لشکر را دارد، بدون اینکه دیده شود یا برایش ارزش زیادی قائل شوند.

·         ترس به شما می گوید: «اصلاَ فکرش را هم نکن. همان جایی که هستی بمان، تکان هم نخور.»

·         ترس در وجودتان فریاد می زند: «گذشت نکن. باید لجبازی کنی. خشمت را مهار نکن. غمگین باش.»

·         وقتی در مورد اطمینان حرف می زنیم، اغلب به شرایط یا رویداد خارج از وجودمان اشاره می کنیم.

·         اما «اعتماد به نفس» امری درونی است. اطمینانی است که شخص به قابلیت ها و توانایی های خودش دارد. اعتماد به نفس به عزت نفس ما گره خورده است و به نوعی، اطمینانی است که به خودمان و توانایی هایمان داریم.

·         برای دسترسی به اعتماد به نفس واقعی، ابتدا باید خود را از شرّ ترس تنها ماندن خلاص کنیم. بهترین راه رهایی از تنها ماندن، تکیه به قدرت برتر الهی است.

·         با خلاص شدن از ترس، دگرگون می شویم. قدم اول، دگرگونی فکری است.

·         اعتقاد الهی، نوعی متفاوت از اطمینان است که هرگز از وجود آدمی پاک نمی شود.

·         آنگاه که ارتباطتان با بی نهایت پیوند بخورد و از آن منبع تغذیه شوید، این اعتماد در رگ هایتان جاری می شود و دیگر ترس برایتان مفهومی ندارد.

·         کلید قفل اعتقاد الهی، حقیقت است. این حقیقت مفهومی نیست که بتوانید با مغزتان درک کنید. چیزی هم نیست که بتوانید آن را با ضمیر خودآگاهتان بیابید. زمانی به این حقیقت می رسید که آن را از مغزتان پاک و به قلبتان ارسال کنید. این اعتماد از راه دل به دست می آید، نه از راه منطق یا حساب و کتاب.

·         ما در این دنیا هستیم فقط به یک دلیل، آن هم نزدیک شدن به نیروی الهی است که گرداننده ی هستی است.

·         تمام چالش های زندگی بشر برای این است که بتواند ارتباط دوباره ای با نیروی مافوق خود بیابد. هر یک از چالش های زندگی برای ما پیامی دارد.

·         اطمینان الهی سبب می شود که ما در زمان حال زندگی کنیم.

·         شجاعت تنها از راه احساس اعتماد و قدرت سرچشمه نمی گیرد، بلکه از صادق بودن و معتبر دانستن خودتان ناشی می شود.

·         هنگامی که احساس کنید اجباری به پنهان کردن افکار، احساسات و اعتقادات خود ندارید، زمانی است که آزادی بر وجودتان حکمرانی می کند. وقتی بتوانید حرف دلتان را با صدای بلند بزنید و از حقیقت دفاع کنید، نشانه ی حکومت آزادی بر وجود شماست.

·         شهامت خطر می کند. شهامت ماسک اکسیژنی است که به ما اطمینان می دهد وقتی هوایی برای تنفس نیست، باز هم اکسیژن برای نفس کشیدن داریم.

·         شما آفریده شده اید تا به نهایت آرزویتان برسید. آفریده شده اید تا وجودتان سرشار از نیرو، زیبایی، روحانیت و تقدس باشد بی آنکه جایی برای توجیه، بهانه تراشی، ترس و دودلی باقی بماند.