کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

رمان وقت نویس


خواندن رمان های تخیلی برای من واقعاً لذت بخش است. همیشه دوست دارم فراتر از اتفاقات معمولی، چیزهایی را تجربه کنم. فراتر از آن چه همیشه هست و می بینیم. معتقدم، حقیقت ها در داستان هایی که با واقعیت فاصله دارند، آشکارترند.


برای من هر کتاب، یک تجربه است که شاید نتوانم هیچ وقت در موقعیت و واقعیت اکنونم یا حتی بعدها تجربه کنم.


سعی می کنم به جز چند جمله از جملات کتاب چیز زیادی ننویسم و صرفاً  مطالعه ی آن را پیشنهاد کنم. چون در حین خواندن داستان و گام به گام جلو رفتن رابطه ها را کشف می کنی و اتفاقات داستان دقیقاً مثل صحنه های فیلم جلوی چشمانت ظاهر می شوند. 


ابتدا چند شخصیت معرفی شده اند و سپس به موقعیت های هر کدام جداگانه پرداخته شده و بعد شخصیت ها به هم نزدیک شده و ارتباط پیدا می کنند. سه شخصیت در گذشته زندگی می کنند و متعلق به آغاز تاریخ پیدایش انسان هستند. و از میان این سه شخصیت به افکار و اعمال "دُر" بیشتر پرداخته شده است. «دُر بچه ی آرام و حرف شنوی است، اما نسبت به اطرافیانش ذهن عمیق تری دارد. او متفاوت است.» پنج شخصیت دیگر متعلق به زمان حال هستند- قرن بیست و یک میلادی- و به دو شخصیت از این پنج شخصیت "ویکتور" و "سارا" بیشتر پرداخته می شود. جملاتِ ساده چنان در کنار یکدیگر به زیبایی و دقت نظر قرار گرفته اند که می توانی جمله به جمله اش را تصور کنی و از ساختن دنیایی متفاوت لذت ببری. موضوع این رمان همان طور که از نامش پیداست مربوط به زمان است و می شود چیزهای زیادی از آن آموخت. این کتاب آخرین اثر میچ آلبوم نویسنده ی آمریکایی است که با ترجمه ی شیرین معتمدی پاییز امسال راهی بازار شد.


جملاتی از رمان وقت نویس که برای خودم جالب و تامل برانگیز بودند:


  • فقط انسان زمان را اندازه می گیرد. فقط انسان ساعت را اعلام می کند. و به همین دلیل فقط انسان از ترسی فلج کننده رنج می برد که هیچ موجود دیگری تحمل نمی کند. ترسِ تمام شدن وقت.
  • کسی که بتواند بیشتر چیزها را به دست بیاورد بیشتر چیزها راضی اش نمی کند. و انسان بدون خاطره فقط پوسته ی توخالی است.
  • دانستن چیزی با فهمیدنش فرق دارد.
  • ابزار این عصر- تلفن ها، کامپیوترها - به مردم امکان می داد با سرعتی نامشخص حرکت کنند. با این حال با وجود تمام کارهایی که کرده بودند، اصلاً آرامش نداشتند. ( منظور عصر حاضر است)
  • وقتی تنهایی دیگری را می پذیریم که خیلی تنهاییم.
  • در این زمان همه بیش از تصور ما زندگی می کنند. هر لحظه ی بیداری شان پر از فعالیت است، اما خالی اند. (تصویری از آینده ای دور)
  • - «این ها چه کار می کنند؟» - «خاطرات تو را تماشا می کنند.» - «چرا؟» - «تا احساس کردن را به خاطر بیاورند.» ( دیالوگی است میان ویکتور و پدر زمان، پدر زمان تصاویری از آینده به ویکتور نشان می دهد و ویکتور در مورد آنچه می بیند سوال می کند.)
  • با زمان بی پایان، هیچ چیز ویژه نیست. بی هیچ فقدان و فداکاری، نمی توانیم از آنچه داریم قدردانی کنیم.
  • هر کاری که انسان امروز می کند تا موثر باشد، برای پر کردن زمان است. اما رضایت بخش نیست. فقط برای کار بیشتر تشنه ترش می کند. انسان می خواهد زندگی اش مال خودش باشد. اما هیچ کس مالک زمان نیست. ( منظور عصر حاضر است)
  • وقتی زندگی را اندازه می گیرید، آن را زندگی نمی کنید.
  • هیچ وقت خیلی زود یا خیلی دیر نیست.


***

« سه شنبه ها با موری»  یکی از رمان های پرفروش؛ که در سال 1997 منتشر شده است، از آثار میچ آلبوم می باشد. داستان این اثر واقعی است و در سال 1999 نیز فیلم آن به کارگردانی مایک جکسون ساخته شد.

***


متن پشت جلد:

وقت نویس داستانی است درباره ی مفهوم زمان و از زمان های خیلی دور آغاز می شود، از زمان پیدایش تاریخ انسان، با پسرکی پابرهنه در حال دویدن از تپه ای. جلوی او دخترکی پابرهنه. پسر سعی می کند دختر را بگیرد. معمولاً دختر و پسرها این طوری اند.

برای این دو، همیشه همین طور خواهد ماند.



مشخصات کتاب:
عنوان: وقت نویس
موضوع: داستان های آمریکایی- قرن 21 م
نویسنده: میچ آلبوم
مترجم: شیرین معتمدی
ناشر: مروارید
سال انتشار: پاییز 1392 (چاپ اول)
تعداد صفحات:252
قیمت:10500تومان

  • سهیلا مهین روستا

رمان

میچ آلبوم

وقت نویس