کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

ژرفای زن بودن


مرد و زن درون شما

در جنگ هستند

هر دوی آن‌ها زخمی‌اند

خسته‌اند

و نیاز به توجه و رسیدگی دارند

اکنون زمان آن رسیده

که شمشیری را که آن‌ها را به دو نیم کرده

بر زمین بگذاریم


ص 199



متن پشت جلد کتاب ژرفای زن بودن:

بارها و بارها از زنانی در محدوده سنی سی تا چهل سال شنیده‌ام که از موفقیت‌هایی که در بازار کار بدست آورده‌اند ناراضی هستند. آن‌ها، این نارضایتی را به صورت احساس مفید نبودن، پوچی، عجز و حتی احساس خیانت بیان می‌کنند. این زنان از شیوه‌ معمول زندگی مردان که اصطلاحا «سفر قهرمانی مردان» می‌نامیم استقبال کرده و موفقیت تحصیلی، هنری یا مالی کسب کرده‌اند، اما برای بسیاری از آن‌ها این پرسش همچنان باقی است که این همه تلاش چه فایده‌ای داشته است؟

در واقع، انگیزه کسب موفقیت در زندگی، این زنان را وادار کرده با فشار کار بیش از حد، خستگی، فرسودگی و ابتلا به بیماریهای ناشی از فشارهای روحی مواجه شوند و در نتیجه هم اکنون نمی‌دانند چگونه باید از این مخمصه خارج شوند. وقتی آن‌ها برای اولین بار به دنبال کسب موفقیت و تایید و تحسین دیگران رفتند، انتظار چنین عاقبتی را نداشتند. جالب آن که وقتی چنین زنانی پس از دوره بازنشستگی به خانه برمی‌گردند کسی خوشحال و منتظر آنان نیست و اگر نیم‌نگاهی هم به زندگی بیرونی‌شان بیاندازند دیگر احساسی از تشویق مردان برای انجام کارهایشان به آن‌ها دست نمی‌دهد. در یک کلام احساس میکنند زندگی را باختهاند.

مورین مورداک نویسنده کتاب که خود آسیب‌خورده سفر مردانه است، در این کتاب نقشه «سفر قهرمانی زن» را ترسیم می‌کند. او با بهره‌گیری از تئوری روان‌شناسی تحلیلی کارل‌گوستاو یونگ، نقشه‌ای که به زن احساس حرکت در مسیر تکامل و در عین حال احساس خرسندی و رضایت از روند مسیر را می‌دهد ارائه می‌کند.

 



سخن ناشر (سید سهیل رضایی):

سفر خواهید کرد از همان‌جا که نشسته‌اید!

این کتاب نگاهی تازه است به روند سفر روح و روان زنانه انسان در عصر جدید. عصری که ارزش‌هایی به سرعت ارزشمند شدند که توانسته‌اند دستاوردهایی شگفت‌انگیز برای ما ایجاد کنند و در زمانی که ما به نظاره دستاوردهای خود نشسته‌ایم در آنی متوجه شدیم ما به اندازه دستاوردهای‌مان خشنود و خوشحال نیستیم! و خانه و سرزمین‌های ما نیز به اندازه پیشرفته شدن‌شان با طراوت و شاد نیستند!

این کتاب در فصل‌های خود سفری برای زنان تدارک دیده است که بسیار عمیق و تاثیرگذار است. من در طول مدت تدریس خود بارها مفاهیم این کتاب را درس داده‌ام و هر بار چهره‌های فراوانی را دیده‌ام که گاهی با بهت و گاهی با بغض و گاهی با مکث به من خیره شده‌اند و با نگاهشان پرسیده‌اند چرا؟ چرا تا به امروز کسی به ما نگفت مواظب باشیم که اگر خیلی تند برویم مقصد را گم می‌کنیم؟

و من همیشه با آن‌ها می‌گویم جبر زمان و زمانه همه ما را وارد این ماجرا کرده است و امروز هم اگر این درد برای ما سبب محکوم کردن سفر باشد ما را به خاک ذلت و نفرت خواهد نشاند. تنها راه شفابخش آن است که با مروری بی‌قضاوت گذشته خود را بنگریم تا بدانیم قهرمان درون ما چگونه مسیر را این گونه طی کرده است و حالا باید دقیقا کدام زنجیر اسارت را بگشاییم تا موفق به آزادی خویش گردد. قصد اصلی این کتاب این است که به مخاطب خود که زنان عصر حاضر هستند کمک کند تا بتوانند رفتار و اهداف خود را از دست عقده‌ها و سایه‌شان نجات دهند و دل و عقل به خویشتن حقیقی دهند تا عمری را در سایه آرامش و امنیت و شادی درونی به سر برند.

 



سهیلا نوشت: «ژرفای زن بودن» را بارها و بارها باید خواند تا آموخت که چگونه ماهیت لطیف زنانه از دست رفته را احیا کرد. حال چه زن باشی، چه مرد. چرا که به قول یونگ همه انسان‌ها بخشی از روان جنسِ دیگر را در درون خود دارند.

 



مشخصات کتاب:

عنوان: ژرفای زن بودن: چرخه قهرمانی زنان در سفر زندگی

موضوع: زنان — روان‌شناسی / زنانگی / نقش جنسیت

نویسنده: مورین مورداک

مترجم: سیمین موحد

ناشر: بنیاد فرهنگ زندگی

سال انتشار: 1395 (چاپ هفتم)

تعداد صفحات: 264