کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

انسان در زندگی معنی پیدا نمی‌کند، بلکه از زندگی خود معنی می‌آفریند. مسئله این نیست که پاسخ به زندگی چیست؛ پاسخ این است که زندگی فرایندی جاری است که باید آن را تجربه کرد نه مسئله‌ای که باید آن را حل کرد. معنی وجود ما از چیزی که تصمیم می‌گیریم از آن دفاع کنیم پدیدار می‌شود. افراد می‌توانند تصمیم بگیرند مواضع کاملاً متفاوت ولی اصیلی را در وجود خود بگیرند، و بنابراین ما در طول تاریخ با تعداد زیادی معانی متضاد روبرو هستیم. عیسی مسیح از محبت، مارکس از عدالت، سارتر از آزادی، گالیله از حقیقت، پیکاسو از خلاقیت، مارتین لوتر از ایمان، هیتلر از قدرت، و مارتین لوترکینگ از برابری دفاع کردند.

 

برای اینکه بدانیم معنی وجود ما چیست، باید از خودمان بپرسیم: من از چه چیزی دفاع می‌کنم؟ آیا اصلاً موضعی دارم؟ آیا چیزی که می‌خواهم بشوم ارزش آن را دارد که برایش هزینه کنم و از تمام امکانات دیگری که رها کردم تا این فرد به‌خصوصی بشوم با‌ارزش‌تر است؟ اینها سوال‌های معنی هستند که می‌توانند ما را به خود مشغول کنند امّا در عین حال اگر دریابیم چیزی که پدیدار می‌شود به قدر کافی اهمیت ندارد که وجود خود را صرف آن کنیم، در لحظه‌های مهم انتخاب (kairos) ما را باانگیزه می‌کند تا از مسیر امن یا موفق خارج شویم. اگر در این لحظه‌های حساس زندگی مسیر خود را عوض نکنیم، امکان دارد که بعدها در اثر افسردگی، وحشت، یا انزجار همراه با این آگاهی که دیگر نمی‌توانیم در برابر چیزی که از آن دفاع کرده‌ایم ایستادگی کنیم، دچار فروپاشی شویم. بسیاری از این‌گونه فروپاشی‌ها نتیجه‌ی بی‌معنایی هستند؛ امّا این فروپاشی‌ها به‌جای اینکه صرفاً نشانه‌های وجود نامناسب باشند، فرصت‌های تازه‌ای برای شروع کردن زندگی معنی‌دارتر هستند.

 

صفحه 152 کتاب «نظریه‌های روان‌درمانی»