کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رابرت بولتون» ثبت شده است

بخشی از پیش‌گفتار نویسنده:

رالف‌والدو امرسون می‌گفت: «خواننده‌ای خوب است که کتاب را می‌سازد.» این حقیقت، به‌خصوص در مورد چنین کتابی مصداق دارد. خواننده‌ای که فقط قصد دارد خود را با معدودی از عقاید مختلف سرگرم کند، بهره‌ی چندانی از این کتاب نخواهد برد. کتاب برای افرادی نوشته‌ شده است که تمایلی قوی به بهبود روابطی دارند که همراه با رویکردهای رابطه‌ای مطرح شده در صفحه‌های بعد تجربه خواهند کرد. صِرفِ خواندن کتاب فایده‌ی بسیار اندکی خواهد داشت. اما، کسانی که این مهارت‌ها را با پشتکار و به‌شکلی خلاق، در زندگی روزمره‌ی خود به کار می‌برند متوجه تحول مهمی در روابط‌شان خواهند شد.

کتاب

در فرهنگ ما، افردای که به شکل سلطه‌پذیرانه رفتار می‌کنند، آدم‌های «خوب» نامیده می‌شوند. بچه‌های خوب، روزی شش ساعت، ساکت و مطیع در کلاس می‌نشینند و بزرگسالان خوب با خواسته‌های دیگران موافقت می‌کنند. با وجود این، «بهای خوب بودن» بسیار سنگین است. زیرا چنان که خواهیم دید، اساساً، «آدم خوب» به ندرت، خوب است. «خوبی» معمولاً، فقط نما و ظاهری است که پستی و لئامت درون را می‌پوشاند.


اولین بهای رفتارِ خوبِ سلطه‌پذیری، داشتن یک زندگی مرده است. فرد سلطه‌پذیر، خود، فعالیتی نمی‌کند. او تسلیم است و مسیر زندگیش توسط دیگران تعیین می‌شود. گرچه خلق شده است تا از سرنوشت منحصربه‌فرد و ارضاء‌کننده‌ی خویش لذت ببرد، امّا سال‌ها از عمر خود را با تکریم در برابر خواسته‌ها و دستورات دیگران تباه می‌سازد.


بهای دیگری که فرد سلطه‌پذیر می‌پردازد، آن است که روابطش، کمتر از آنچه تمایل دارد، خوشایند و همراه با صمیمیت است. هر رابطه‌ی ارزشمندی، دو فرد واقعی را دربرمی‌گیرد. امّا فرد سلطه‌پذیر خود را فدا می‌کند و خویشتن را، به‌زور، به‌درون آنچه که آن را تصویر فرد دیگر از افراد دوست‌داشتنی می‌پندارد جای می‌دهد. او، فقط بخش بسیار اندکی از خویشتن واقعی خود را برای عاشق‌شدن و یا مورد عشق دیگران واقع شدن باقی گذارده است. فرد سلطه‌پذیر، گرچه ممکن است آشنایان متعددی داشته باشد امّا در عمل از دوستی‌های عمیق و پایدار بی‌بهره است.

سوالی که کارل راجرز برای روان‌درمانگران مطرح می‌کند، به همه‌ی ما مربوط می‌شود:

 

آیا ما برای توانایی دیگری و حق او در خود- فرمانی، احترام قائل هستیم یا اساساً معتقدیم که زندگی او به بهترین وجه، توسط ما هدایت خواهد شد؟

در بدترین حالت، نصیحت نشانه‌ی «عقده‌ی دخالت[1]» است.