زنان شیفته


بخشی از پیشگفتار کتاب «زنان شیفته»:

 

عشقی که با تألم همراه باشد، عشق ناسالم است. وقتی بخش اعظم صحبت ما با دوستان نزدیکمان درباره کسی است که او را دوست داریم، وقتی به او، به مسائل، به افکار و به احساساتش بهای بیش از اندازه می‌دهیم، وقتی تقریباً همه‌ی جملاتمان را با نام «او» شروع می‌کنیم، عشق بی‌تناسب داریم و شیفته هستیم.

وقتی از دمدمی‌مزاجی‌ها، از بدخلقیها، از بی‌تفاوتیها و از تحقیرکردنهایش بی‌تفاوت می‌گذریم، عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی کتابهای روانشناسی خودیار می‌خوانیم و زیر همه عباراتی را که فکر می‌کنیم به «او» کمک می‌کند خط می‌کشیم، عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

وقتی بسیاری از ویژگیها، ارزشها و رفتارهایش را نمی‌پسندیم و با این حال با آنها کنار می‌آییم و فرض را بر این می‌گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه‌مند نشان دهیم می‌توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی‌جهت هستیم و عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی روابط ما با «او» احساساتمان را خدشه‌دار می‌کند و سلامتمان را به مخاطره می‌اندازد قطعاً عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

به‌رغم همه‌ی این تألمات و همه‌ی این نارضاییها، شیفتگی به‌قدری در میان زنان شایع است که گمان می‌کنیم روابط زن و مرد نباید از این چارچوب خارج باشد.