کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روان درمانی» ثبت شده است

مخلوقات یک روز


عناوین داستان‌ها:

1.     1. درمان نادرست

2.     2. درباره‌ی واقعی بودن

3.     3. آرابسک

4.     4. ممنون مولی

5.     5. مرا محصور نکن

6.     6. جلوی بچه‌هایت کمی خودت را نگه‌دار

7.     7. به گذشته‌ای بهتر امیدوار نباش

8.     8. بیماری کشنده‌ات را برای خودت نگه‌دار: تجلیل از اِلی

9.     9. سه گریه

10  10. مخلوقات یک روز

سهیلا مهین روستا

تخلیه‌ی هیجانی[1] به عنوان فرایند تغییر درمانی[2] تاریخچه‌ای بسیار طولانی دارد. یونانیان باستان معتقد بودند که برانگیختن هیجان‌ها یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد تسکین شخصی و بهبود رفتاری است. از لحاظ تاریخی، تخلیه هیجانی بر مدل هیدرولیک هیجان‌ها استوار بوده است که به موجب آن ابراز مستقیم هیجان‌های غیرقابل قبول مانند خشم، گناه، یا اضطراب، ممانعت می‌شود. جلوگیری کردن از این‌گونه هیجان‌ها باعث می‌شود که عواطف (یا هیجان‌هایی) که می‌خواهند به صورتی تخلیه شوند، هر چند به‌طور غیرمستقیم، به فرد فشار بیاورند، مثل زمانی که خشم از لحاظ بدنی به طریق سردرد ابراز می‌شود. اگر هیجان‌ها بتوانند در روان‌درمانی به‌طور مستقیم آزاد شوند، در این صورت مخزن انرژی آنها تخلیه شده و فرد از منبع نشانه‌ها رهایی می‌یابد.

سهیلا مهین روستا

اروین یالوم


دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد و نویسنده‌ی درسنامه‌های معتبری چون «روان‌‌درمانی اگزیستانسیال» و رمان‌هایی نظیر«وقتی نیچه گریست»، در این شش داستان مسحورکننده  و برگرفته از تجربه‌ی بالینی‌اش، با رهنمون ساختن بیماران- و خودش- به سوی تحول، بار دیگر ثابت می‌کند کاشف بی‌محابای روان آدمی است. «مامان و معنی زندگی» با نگاه گذرا، به غایت ارزشمند و کم و بیش ممنوع

سهیلا مهین روستا