کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روانشناسی روابط انسانی» ثبت شده است

بازی ها


دکتر اسپیتز متوجه شد نوزادانی که پس از تولد برای مدتی طولانی از آغوش محروم می‌گردند، رفته‌رفته دچار اُفت روحی غیرقابل جبرانی می‌شوند و چه بسا سرانجام با ناراحتی‌های روانی ناشی از آن از پای درآیند. در نتیجه، این نکته بدان معنی است که آنچه اسپیتز محرومیت عاطفی می‌نامد، ممکن است مهلک باشد. این ملاحظات به ظهور فرضیه گرسنگی محرک در نوزاد انجامید، و همچنین دال بر آن بود که مطلوب‌ترین محرک‌ها آنهایی هستند که از راه صمیمیت جسمی عمل می‌کنند. با در نظر گرفتن تجربه‌های روزمره، پذیرش این نتیجه‌گیری چندان شاق و گران نیست.

نظیر چنین پدیده‌ای در بزرگسالانی هم که در معرض محرومیت احساسی واقع می‌شوند، دیده می‌شود. به تجربه ثابت شده است که این‌گونه محرومیت‌ها ممکن است باعث روان‌پریشی (پسیکوز) موقت شود، یا دست‌کم شخص را دچار اختلالات روانی سازد. در گذشته دیده شده که در محکومان به حبس‌های انفرادی طویل‌المدت، محرومیت‌های اجتماعی و احساسی اثراتی مشابه گذاشته است. در حقیقت زندان انفرادی از جمله تنبیهاتی است که حتی زندانیانی که در برابر شکنجه سخت و مقاوم بوده‌اند، از آن وحشت دارند، و این اکنون یکی از روش‌های معروف واداشتن به همکاری سیاسی است. (در مقابل، تشکیلات اجتماعی بهترین اسلحه‌ شناخته‌شده برای مقاومت در برابر همکاری سیاسی هستند.)

صص 5 و 6.


بازی‌ها یکی از بهترین، معروفترین و پرفروشترین کتابها در حوزه روانشناسی روابط انسانی است. 


مشخصــــات کتاب:

بخشی از پیش‌گفتار نویسنده:

رالف‌والدو امرسون می‌گفت: «خواننده‌ای خوب است که کتاب را می‌سازد.» این حقیقت، به‌خصوص در مورد چنین کتابی مصداق دارد. خواننده‌ای که فقط قصد دارد خود را با معدودی از عقاید مختلف سرگرم کند، بهره‌ی چندانی از این کتاب نخواهد برد. کتاب برای افرادی نوشته‌ شده است که تمایلی قوی به بهبود روابطی دارند که همراه با رویکردهای رابطه‌ای مطرح شده در صفحه‌های بعد تجربه خواهند کرد. صِرفِ خواندن کتاب فایده‌ی بسیار اندکی خواهد داشت. اما، کسانی که این مهارت‌ها را با پشتکار و به‌شکلی خلاق، در زندگی روزمره‌ی خود به کار می‌برند متوجه تحول مهمی در روابط‌شان خواهند شد.

کتاب

سوالی که کارل راجرز برای روان‌درمانگران مطرح می‌کند، به همه‌ی ما مربوط می‌شود:

 

آیا ما برای توانایی دیگری و حق او در خود- فرمانی، احترام قائل هستیم یا اساساً معتقدیم که زندگی او به بهترین وجه، توسط ما هدایت خواهد شد؟

در بدترین حالت، نصیحت نشانه‌ی «عقده‌ی دخالت[1]» است.