کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زنان» ثبت شده است

ژرفای زن بودن


مرد و زن درون شما

در جنگ هستند

هر دوی آن‌ها زخمی‌اند

خسته‌اند

و نیاز به توجه و رسیدگی دارند

اکنون زمان آن رسیده

که شمشیری را که آن‌ها را به دو نیم کرده

بر زمین بگذاریم


ص 199



متن پشت جلد کتاب ژرفای زن بودن:

بارها و بارها از زنانی در محدوده سنی سی تا چهل سال شنیده‌ام که از موفقیت‌هایی که در بازار کار بدست آورده‌اند ناراضی هستند. آن‌ها، این نارضایتی را به صورت احساس مفید نبودن، پوچی، عجز و حتی احساس خیانت بیان می‌کنند. این زنان از شیوه‌ معمول زندگی مردان که اصطلاحا «سفر قهرمانی مردان» می‌نامیم استقبال کرده و موفقیت تحصیلی، هنری یا مالی کسب کرده‌اند، اما برای بسیاری از آن‌ها این پرسش همچنان باقی است که این همه تلاش چه فایده‌ای داشته است؟

   تقدیـــــــــــــــــر زنان 
                          کجا رقم می خورد؟
                   چگونه می توان آن را تغییر داد؟
تقدیر زنان_ورنا کست

  سخن ناشر

 

   عقده یعنی گذشته. همه‌ی ما چون گذشته داریم، پس عقده نیز داریم. شما پدر و مادر خود را چگونه درک کرده‌اید؟ درک شما از پدر، عقده‌ی پدر و درک شما از مادرتان، عقده‌ی مادر را در شما شکل می‌دهد. ممکن است شما پدرتان را به شکل یک حامی و پشتیبان قوی درک کرده باشید، که این امر شما را صاحب عقده‌ی مثبت پدر می‌کند و اگر احیانا خدایی نکرده پدرتان غایب بوده یا برخورد نامناسبی با شما داشته است، شما صاحب عقده‌‌ی منفی پدر خواهید بود. در این کتاب از تاثیر متنوع عقده‌های مثبت و منفی بسیار خواهید شنید.

این‌که شما حتما پدر و مادر داشته‌اید موضوعی نیست که عقده را ایجاد می‌کند. حتی اگر آن‌ها وجود نداشته باشند، شما ممکن است با جانشینان پدر و مادر زندگی کرده باشید، و یا بنا به تعریف‌هایی که از آنان شنیده‌اید برداشتی از آن‌ها داشته باشید.

عقده‌ی پدر و مادر دو عنصر اصلی است که در ناخودآگاه شما نقشی جدی ایفا می‌کنند و زندگی شما را کاملا در سلطه‌ی خود دارند. مهم نیست سن شما چقدر است و یا اینکه رئیس شرکت بزرگی هستید، یا در هر جایگاه دیگری قرار گرفته‌اید. یونگ درباره‌ی عقده می‌گوید: «امروزه همه می‌دانند انسان عقده دارد. آنچه هنوز به‌خوبی درک نشده این است که عقده‌ها هم می‌توانند ما را داشته باشند.»

زنان شیفته


بخشی از پیشگفتار کتاب «زنان شیفته»:

 

عشقی که با تألم همراه باشد، عشق ناسالم است. وقتی بخش اعظم صحبت ما با دوستان نزدیکمان درباره کسی است که او را دوست داریم، وقتی به او، به مسائل، به افکار و به احساساتش بهای بیش از اندازه می‌دهیم، وقتی تقریباً همه‌ی جملاتمان را با نام «او» شروع می‌کنیم، عشق بی‌تناسب داریم و شیفته هستیم.

وقتی از دمدمی‌مزاجی‌ها، از بدخلقیها، از بی‌تفاوتیها و از تحقیرکردنهایش بی‌تفاوت می‌گذریم، عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی کتابهای روانشناسی خودیار می‌خوانیم و زیر همه عباراتی را که فکر می‌کنیم به «او» کمک می‌کند خط می‌کشیم، عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

وقتی بسیاری از ویژگیها، ارزشها و رفتارهایش را نمی‌پسندیم و با این حال با آنها کنار می‌آییم و فرض را بر این می‌گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه‌مند نشان دهیم می‌توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی‌جهت هستیم و عشق بی‌تناسب داریم.

وقتی روابط ما با «او» احساساتمان را خدشه‌دار می‌کند و سلامتمان را به مخاطره می‌اندازد قطعاً عشق بیش از اندازه می‌ورزیم.

به‌رغم همه‌ی این تألمات و همه‌ی این نارضاییها، شیفتگی به‌قدری در میان زنان شایع است که گمان می‌کنیم روابط زن و مرد نباید از این چارچوب خارج باشد.


روانشناسی زنان


سهیلانوشت: از آنجایی که کتاب «روان‌شناسی زنان» مجموعه‌ای از مقالات تخصصی یک روانکاو است، بهتر است پیش از مطالعه‌ی این اثر، مطالعاتی در زمینه‌ی روانکاوی و نظریه‌ی زیگموند فروید داشته باشید.



کوتاه، از مقدمه‌ی کتاب «روان‌شناسی زنان»:

  • ·         هورنای در «مسئله‌ی آرمان تک‌همسری» با «جانبداری مغرضانه از مردان» مخالفت می‌کند و این عقیده‌ی رایج را که مردها بیش از زن‌ها «به چندهمسری گرایش دارند» مردود می‌شمارد و آن را نظری نامستدل و غیرمنطقی توصیف می‌کند. در مورد اهمیت روان‌شناختیِ احتمالِ آبستنی پس از مقاربت هیچ اطلاعات مفیدی وجود ندارد. به علاوه این نظریه که دلیلِ تمایل زن به آمیزش جنسی «غریزه‌ی تولیدمثل» است و پس از آبستنی این تمایل از بین می‌رود از پشتوانه‌ی منطقی برخوردار نیست.

    ·         دکتر هورنای در «تنش پیش از قاعدگی» این فرضیه را مطرح می‌کند که تنش‌های مختلف زنان مستقیمأ نتیجه‌ی فرایندهای فیزیولوژیکی جهت آمادگی برای