کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارل گوستاو یونگ» ثبت شده است

فروید، یونگ و دین


متن پشت جلـــد: 

در طول تاریخ روانشناسی نظریه‌های فروید و یونگ همواره اصلی‌ترین زمینه‌‌ی دین تلقی شده‌اند. در این کتاب، شرحی خواندنی از این دو نظریه برای علاقمندان ارائه می‌شود.

کتاب در دو بخش مجزا و مستقل تنظیم شده است. در بخش اول نظریه‌ی فروید در باب روان‌آزرده‌وار بودن دین و نقش سرکوب‌گری جنسی در آن، بررسی می‌شود. دکتر پالمر پس از مروری کوتاه بر زندگی فروید، به نوشته‌های او درباره‌ی دین می‌پردازد. در این زمینه کتابه‌های توتم و تابو ، و آینده‌ی یک پندار و نیز چند بررسی موردی همچون «مرد موشی» و «قاضی شرِبر»، مورد توجه دقیق قرار می‌دهد.

بخش دوم به یونگ اختصاص دارد که شامل مخالفت با نظریه‌ی فروید و طرح دیدگاهی مثبت نسبت به دین است. یونگ دین را روان‌آزردگی نمی‌داند، بلکه فقدان آن را روان‌آزردگی به‌شمار می‌آورد و در حمایت از آن، عقاید بحث‌برانگیز خود را مطرح می‌سازد. عقایدی همچون: ساختار روان، ناهشیار جمعی، کهن‌الگو‌ها، و فردیت‌یافتگی.

هر دو بخش با ارزیابی انتقادی جالب توجه پالمر از این دو نظریه، پایان می‌پذیرد. گفتنی است که برای درک ظرافت بحث‌ها نیازی به اطلاعات تخصصی در هر یک از دو زمینه‌ی دین و روانشناسی نیست.

سهیلا مهین روستا
   تقدیـــــــــــــــــر زنان 
                          کجا رقم می خورد؟
                   چگونه می توان آن را تغییر داد؟
تقدیر زنان_ورنا کست

  سخن ناشر

 

   عقده یعنی گذشته. همه‌ی ما چون گذشته داریم، پس عقده نیز داریم. شما پدر و مادر خود را چگونه درک کرده‌اید؟ درک شما از پدر، عقده‌ی پدر و درک شما از مادرتان، عقده‌ی مادر را در شما شکل می‌دهد. ممکن است شما پدرتان را به شکل یک حامی و پشتیبان قوی درک کرده باشید، که این امر شما را صاحب عقده‌ی مثبت پدر می‌کند و اگر احیانا خدایی نکرده پدرتان غایب بوده یا برخورد نامناسبی با شما داشته است، شما صاحب عقده‌‌ی منفی پدر خواهید بود. در این کتاب از تاثیر متنوع عقده‌های مثبت و منفی بسیار خواهید شنید.

این‌که شما حتما پدر و مادر داشته‌اید موضوعی نیست که عقده را ایجاد می‌کند. حتی اگر آن‌ها وجود نداشته باشند، شما ممکن است با جانشینان پدر و مادر زندگی کرده باشید، و یا بنا به تعریف‌هایی که از آنان شنیده‌اید برداشتی از آن‌ها داشته باشید.

عقده‌ی پدر و مادر دو عنصر اصلی است که در ناخودآگاه شما نقشی جدی ایفا می‌کنند و زندگی شما را کاملا در سلطه‌ی خود دارند. مهم نیست سن شما چقدر است و یا اینکه رئیس شرکت بزرگی هستید، یا در هر جایگاه دیگری قرار گرفته‌اید. یونگ درباره‌ی عقده می‌گوید: «امروزه همه می‌دانند انسان عقده دارد. آنچه هنوز به‌خوبی درک نشده این است که عقده‌ها هم می‌توانند ما را داشته باشند.»

سهیلا مهین روستا

انسان و سمبل هایش


«کیمیاگر در پی راز جهان است

و روانشناس در جستجوی راز دل.»

سهیلا مهین روستا