کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب» ثبت شده است



آدم باید کتاب‌هایی بخواند که گازش می‌گیرند و نیشش می‌زنند. اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکند، پس چرا می‌خوانیمش؟ که به قول تو حال‌مان خوش بشود؟ بدون کتاب هم که می‌شود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حال‌مان را خوش می‌کند.

ما اما نیاز به کتابخانه، نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثل یک ناخوشحالیِ سخت دردناک متاثرمان کند؛ مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم، دور از همه‌ی آدم‌ها، مثل یک خودکشی. کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزده‌ی درونمان!

راز فال ورق

 

- اینجا کودکی مشغول ساختن قلعه‌ای شنی است. او قلعه‌ای می‌سازد، از دیدنش لذت می‌برد. بعد آن را خراب می‌کند و دوباره شروع به ساختن می‌کند. تاریخ جهان در اینجا به ثبت رسیده و رویدادهای مهم در این محل به وقوع پیوسته است. در اینجا زندگی مثل دیگ جادوگران در جوش‌وخروش بوده، در اینجاست که وزش باد، زمانه را به نوسان درمی‌آورد. تاریخ ساخته و باز خراب می‌شود. ما با جادو می‌آییم و با فریب می‌رویم. همواره چیزی در کمین نشسته است تا جای ما را عوض کند. زیر پای ما سفت و محکم نیست. حتی روی شن هم نایستاده‌ایم. ما خودِ شن هستیم.


صحبت‌هایش باعث شد که بترسم. وحشتم فقط از جملات او نبود. لحن پرحرارتش هم مرا می‌ترساند.


او ادامه داد:

- از چنگ زمان نمی‌شود گریخت. ما می‌توانیم خود را از دست شاهان و قیصران و حتی شاید دید خدا هم پنهان کنیم. ولی پنهان شدن از زمان غیرممکن است. زمان همه جا هست زیرا همه چیز را زمان تعیین می‌کند.


سرم را جدی تکان دادم ولی انگار پدر سخنرانی خود را درباره انهدام زمان تازه شروع کرده بود.


- هانس توماس، زمان جایی نمی‌رود، تیک‌تیک هم نمی‌کند. این ما هستیم که می‌رویم و این ساعت ماست که تیک‌تیک می‌کند. زمان آرام و بی‌پایان همانند طلوع خورشید از مشرق و غروبش از مغرب تاریخ را می‌بلعد. زمان تمدن‌های بزرگ را نابود می‌کند و خاطرات قدیمی را به کام خود می‌کشد. به همین خاطر است که می‌گویند:

تصور کن میلیاردها سال قبل، یعنی در بدو آفرینش همه‌چیز، در بطن این افسانه بودی و می‌توانستی انتخاب کنی که روزی به صورت یک موجود زنده در این کره‌ی خاکی زندگی کنی. نمی‌دانستی چه وقت فرصت زندگی کردن به تو می‌رسد. حتی نمی‌دانستی برای چه مدت زندگی خواهی کرد. ولی می‌دانستی تحت هیچ شرایطی طول زندگی‌ات بیش از چند سال نخواهد بود. فقط به تو می‌گفتند اگر زندگی را انتخاب کنی، در زمان مقرّر به دنیا می‌آیی و روزی هم باید همه‌چیز را رها کنی و با زندگی وداع بگویی. شاید وداع با زندگی تو را غمگین و ناراحت کند. چون انسان‌های زیادی بر این عقیده‌اند که زندگی افسانه‌ای خارق‌العاده و زیباست که حتی فکر کردن به اینکه روزی به پایان می‌رسد هم اشک انسان را جاری می‌کند. در این‌جا همه‌چیز می‌تواند آن‌قدر خوب باشد که فکر کردن به اینکه روزهای زیادی از آن باقی نمانده، لرزه بر تن آدم می‌اندازد.


زبان بدن

این کتاب رو سال 90 تهیه و مطالعه کردم. کتاب مفید و کاربردی‌ای هست و به زبان ساده – و نه خیلی ساده- نوشته شده. هنوز هم گاهی سراغ این کتاب می‌روم و بعضی اشاره‌های بدنی رو که در افراد یا حتی از خودم دیدم و پیش خودم تعبیری ازش داشتم رو در این کتاب دنبالش می‌گردم تا از درستی یا نادرستی تعبیرم مطمئن بشم. در کل خواندن این کتاب علاوه بر اینکه باعث افزایش دانش شما برای ایجاد ارتباط سالم و غنی با دیگران میشه، مهیج هم هست.

(آقا سهراب، خواننده خوب کاتارسیس؛

درخواست شما برای معرفی کتابهای روانشناسی عملی شد. چند کتاب دیگه هم در نوبت معرفی هستند.)

***

این کتاب می‌خواهد به خوانندگان خود بینشی وسیع‌تر در زمینه‌ی ارتباط با دیگران بدهد، به طوری که فهم عمیق‌تری نسبت به سایرین بیابند و در نتیجه خود را بهتر درک کنند.

دانستن چگونگی کاربرد بعضی چیزها زندگی را آسان‌تر می‌کند، در حالی که عدم درک و غفلت، ترس و خرافات را گسترش می‌دهد و ما را نسبت به دیگران بیشتر حساس می‌کند. 

جابز در یک عصر آفتابی، وقتی حالش خوب نبود، در باغ پشت خانه‌اش نشسته بود و به مرگ می‌اندیشید. او می‌گفت: «در بیشتر عمرم احساس کرده‌ام چیزی بیش از آنچه به چشم می‌آید در مورد هستی وجود دارد

اذعان داشت که در رویارویی با مرگ دوست دارد به زندگی پس از مرگ ایمان داشته باشد. می‌گفت: «دوست دارم فکر کنم وقتی می‌میریم چیزی از ما باقی می‌ماند. عجیب است فکر کنیم این همه تجربه به دست می‌آوریم، و شاید کمی خِرَد، و همه‌اش دود می‌شود. بنابراین واقعاً دوست دارم باور داشته باشم که چیزی باقی می‌ماند، که شاید آگاهی ماندگار باشد

مدتی طولانی ساکت ماند. بعد گفت:

مشخصــــــات کتاب:

عنوان: نیمۀ تاریک وجود

موضوع: سایه (روانکاوی) - ابراز وجود

نویسنده: دبی فورد

مترجم: عبدالله صلاحی

ناشر: لیوسا

سال انتشار: 1393 (چاپ اول)

تعداد صفحات: 240

قیمت: 8500 تومان

 

یادداشت پشت جلــــــــد:

  چرا از خودخواهی یک دوست، تنبلی یک همکار، غرور و تکبر یک عضو خانواده و یا حتی از گستاخی یک غریبه عصبانی میشویم؟ دبی فورد میگوید که «همان چیزهای قدیمی» سرنخی برای رسیدن به بخش تاریکمان و به احساسات و ویژگیهایی هستند که از باور وجودشان در خودمان وحشت داریم.

این کتاب برایمان روشن میکند که ما خواسته یا ناخواسته بخش تاریک وجودمان را پنهان یا حتی آن را انکار میکنیم، و میآموزد که چگونه بهجای پسزدن، سعی در شناخت آن‌ها کنیم و از فشار این تاریکی‌ها رهایی یابیم.

 

بخشـــــی از کتاب:

ما می‌ترسیم که مبادا...