کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

پالایش و تخلیه روح و روان

کاتارسیس

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.
زنده باید زیست در آنات میرنده،
با خلوصِ ناب‌تر مستی.
چیست جز این؟
[نیست جز این راه.]
زنده دارد زنده‌دل دم را.
هر کجا، هر گاه
اوج بخشد کیفیت کم را.

"مهدی اخوان ثالث"
--------------------------------
--------------------------------
موجیم و وصل ما،
از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است
رفتن، رسیدن است.

"قیصر امین پور"
----------------------------------
----------------------------------
+ بسیاری از پستهای "کاتارسیس" در تاریخ 6 فروردین و 13 فروردین 95 حذف شد و اغلب پستهای باقیمانده به موضوعاتی چون معرفی کتاب و بخشهایی از کتابها تعلق دارد.
++ "کاتارسیس" از تاریخ 12 فروردین 95، صرفا به "معرفی کتاب" اختصاص داده شد.
+++ کامنتدونی هم بسته شد :)

نویسنده

هر روز یک قدم نزدیک تر


این وسوسه همیشه در من وجود دارد که دفترهای قرار ملاقات قدیمی مملو از اسامی نیمه‌فراموش‌شده‌ی بیماران را بیایم، کسانی که حساس‌ترین تجربیات را با آن‌ها داشته‌ام، افراد زیاد و لحظات خوب زیاد. چه اتفاقی برای آن‌ها افتاده است؟ قفسه‌ی کتاب‌های ردیف‌شده و انبوه نوارهای ضبط‌شده‌ام معمولا مرا به یاد گورستان‌های وسیع می‌اندازند: زندگی‌های تلنبار‌شده‌ی درون پوشه‌های بالینی، صداهای به دام‌افتاده در نوارهای الکترومغناطیسی در سکون و نمایش‌هایی که هرگز اجرا نشده‌اند. زندگی با این آثار تاریخی مرا سرشار از حس ناپایداری می‌کند. حتی اگر خودم را غرق در زمان حال بیایم، شبح زوال را حس می‌کنم که نگاه می‌کند و منتظر است. در نهایت، زوال بر تجربیات زنده پیروز می‌شود و در عین حال سنگدلی‌اش تلخی و زیبایی را هدیه می‌کند. میل بازگو کردن تجربه‌ی من با جینی میل بسیار متقاعد‌کننده‌ای است؛ شیفته‌ی فرصت از پای درآوردن زوال برای طولانی کردن زندگی کوتاه‌مان با یکدیگر هستم. چه بهتر که بدانی آن‌ها در ذهن خواننده باقی خواهند ماند، تا آن‌که درون انبار متروکه‌ای از نوشته‌های بالینی ناخوانده و نوارهای الکترومغناطیسی ناشنیده دفن شوند.

سهیلا مهین روستا

وبلاگ کاتارسیس، 13 مهر، 5 ساله شد.

به زودی دو کتاب از اروین یالوم عزییییز، یک کتاب از جیمز هالیس و دو کتاب دیگر را معرفی خواهم کرد. 


سهیلا مهین روستا
سهیلا مهین روستا


کشف حکمت اتفاقات


متن پشت جلد کتاب:


هیچ چیز تصادفی نیست. وقتی شما خواندن این کتاب را به پایان رساندید متوجه می‌شوید از کنار هیچ رویدادی نباید ساده گذشت.

در پس رویدادهایی که ما آن را ساده می‌انگاریم و آن را خوب و بد ارزیابی می‌کنیم و آدم‌هایی که در زندگی ما ورود می‌کنند حکمتی عظیم که خارج از تصور ماست نهفته است.

سهیلا مهین روستا

هنر شفاف اندیشیدن

.

متن پشت جلد کتاب:

آیا تا‌‌به‌حال...

زمان صرف چیزی کرده‌ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟

پول زیادی برای خرید اینترنتی پرداخت کرده‌ای؟

به انجام کاری که می‌دانی برایت مضر است اصرار کرده‌ای؟

سهیلا مهین روستا

انواع زنان

انواع زنان

لطفا عکس رو در اندازه واقعی ببینید تا بتونید مطلب رو بخونید.


متن پشت جلد کتاب:


راهی باستانی و مطمئن برای کشف تمام ابعاد زنانگی گمشده


نگاه زنان به کار، روابط جنسی، فرزند، همسر و ... یکی نیست. راه کسب احساس رضایت در زندگی هم در زنان یک راه نیست. معجزهی این کتاب در تشخیص الگوهای متفاوت رفتاری در زنان است؛ الگوهایی که به هر زنی با توجه به مختصات روانشناختی‌ای که دارد کمک میکند تا عمیقا درک کند برای رشد و دستیابی به حس رضایت دقیقا سراغ چه کاری باید برود و از چه چیزهایی باید پرهیز کند.

سهیلا مهین روستا

ژرفای زن بودن


مرد و زن درون شما

در جنگ هستند

هر دوی آن‌ها زخمی‌اند

خسته‌اند

و نیاز به توجه و رسیدگی دارند

اکنون زمان آن رسیده

که شمشیری را که آن‌ها را به دو نیم کرده

بر زمین بگذاریم


ص 199



متن پشت جلد کتاب ژرفای زن بودن:

بارها و بارها از زنانی در محدوده سنی سی تا چهل سال شنیده‌ام که از موفقیت‌هایی که در بازار کار بدست آورده‌اند ناراضی هستند. آن‌ها، این نارضایتی را به صورت احساس مفید نبودن، پوچی، عجز و حتی احساس خیانت بیان می‌کنند. این زنان از شیوه‌ معمول زندگی مردان که اصطلاحا «سفر قهرمانی مردان» می‌نامیم استقبال کرده و موفقیت تحصیلی، هنری یا مالی کسب کرده‌اند، اما برای بسیاری از آن‌ها این پرسش همچنان باقی است که این همه تلاش چه فایده‌ای داشته است؟

سهیلا مهین روستا

سیر عشق


یادداشت پشت جلد:


اینکه سالهای سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم به چه معناست؟

در مهمانیها و موقع صرف چای، دوستان ربیع و کرستن همیشه از آنها میپرسند: چطور با هم آشنا شدید؟ پاسخ این پرسش ساده است. داستان قشنگی است که هر دویشان دوست دارند تعریف کنند. اما این داستان بخش دومی هم دارد و آن پاسخ پرسشی است که دوستانشان هیچ گاه از آنان نمی‌‌پرسند: بعدش چه شد؟

ربیع و کرستن یکدیگر را مییابند، دلباختهی هم میشوند و با هم ازدواج میکنند. به زعم جامعه، این پایان داستان است. اما در حقیقت، تازه آغاز داستان است.

این کتاب داستان یک ازدواج است؛ از نخستین لحظات شورانگیز گرفته تا لذتها و هراسهای تعهد راستین و مشکلات عمیقی که آرامآرام در زندگی مشترک سر بر میآورند. داستان روابط امروزی است و شیوهی بقای این روابط. سیر عشق بازگشت دلپذیر آلن دو باتن است به رمان. بعد از گذشت بیست و اندی سال از نخستین رمانش جستار‌هایی در باب عشق.




بخشی از کتاب:

 

رابطه‌ی روزمره‌ی پرتنش موضوعی است که به طرز عجیبی نادیده گرفته شده و کماکان بینتیجه باقی مانده است. افراطیگریها مکررا جلبِتوجه می‌کنند: زندگی‌های مشترکِ کاملا موفق و فجایع مرگ‌بار. و بنابراین دشوار است بدانیم چیزهایی همچون خشمهای از سر بیتجربگی، تهدیدهای طلاق آخر شب، سکوتهای عبوسانه، و در به هم کوبیدنها و رفتارهای روزمره‌ی‌ از سر بیفکری و بیرحمی را باید چگونه تعبیر کنیم و چقدر باید به خاطر آنها احساس تنهایی کنیم.

خوشبختانه، هنر پاسخهایی به ما میدهد که بقیه نمیدهند. این شاید حتی یکی از مشخصههای اصلی ادبیات باشد: چیزی را به ما می‌گوید که جامعه به طور کلی آن قدر محتاط است که به سراغش نمی‌رود. کتاب‌های مهم باید آن‌هایی باشند که باعث شوند ما در کمال آرامش و رضایت خاطر، متحیر شویم از اینکه چگونه ممکن است نویسنده درباره‌ی زندگی ما بداند.

سهیلا مهین روستا